تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
مىفرستادند . آنان مرفه‌ترين طوايف در مغرب بودند و فتنه‌يى در بلاد ايشان رخ نداد . واقدى گويد : عبد الله بن عمرو بن عاصى مىگفت : اگر اموال من در حجاز نبود هر آينه در برقه اقامت مىكردم . جايى را از آن سلامت‌تر و « دنج » تر نيافتم . بكر بن هيثم از عبد الله بن صالح و او از معاوية بن صالح روايت كرد كه عمرو بن عاصى به عمر بن خطاب نامه‌يى نوشت و او را خبر داد كه عقبة بن نافع فهرى را بر مغرب ولايت داده و او تا زويله پيش رفته و مناطقى كه بين زويله و برقه است تماما منقاد گشته ، به خوبى فرمانبردارند . مسلمانان ايشان صدقه ادا مىكنند و معاهدينشان « 1 » بر جزيه مقرند ، و بر اهل زويله و مناطقى كه بين او تا زويله قرار دارد مبالغى مقرر داشته كه به نظر وى طاقت اداى آن را دارند و به همهء عمالش دستور داده است كه از اغنيا صدقه گيرند و به فقرا دهند ، و از اهل ذمه جزيه گرفته نزد او به مصر فرستند ، و از زمينهاى مسلمانان عشر و نيم عشر و از آنان كه عقد صلح بسته‌اند مال الصلح ايشان اخذ گردد . بكر بن هيثم مرا حكايت كرد كه از عبد الله بن صالح دربارهء قوم بربر سؤال كردم و او گفت : آنان به زعم خود از اولاد بر بن قيس هستند ، حال آنكه خداوند به قيس پسرى عطا نكرد كه نامش بر باشد ، و اين قوم از همان جبارانى هستند كه داود عليه السلام با ايشان به نبرد پرداخت « 2 » اين جماعت روزگارى در فلسطين منزل
هامش
( 1 ) . منظور كسانى هستند كه اسلام نياورده لكن بر حسب معاهده و قرار داد ايمن بوده و شرايطى را بر عهده گرفته‌اند . ( 2 ) . اين روايت بلاذرى از جهت ابهامى كه در مورد ريشهء نژادى و زبانى اقوام بربر وجود دارد بسيار جالب است . بنا به روايت كتاب مقدس بسيارى از جنگهاى حضرت داود
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 323 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل