تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
فرارى متعلق به مسلمانان به ايشان پيوستند . عبد الملك بن مروان درمانده و ناچار شد با آنان صلح كند ، بر اين قرار كه هر روز جمعه هزار دينار به ايشان بپردازد . و نيز با طاغيه روم به قرار پرداخت مالى صلح كرد ، زيرا فرصت جنگيدن با او را نداشت و از آن مىهراسيد كه وى به شام تازد و بر آن ديار غلبه كند . در اين مصالحه عبد الملك به معاويه اقتداء كرد كه چون گرفتار جنگ با مردم عراق شد با روميان صلح كرد ، بر اين قرار كه مالى به آنان بدهد و در مقابل گروگانهايى بگرفت و در بعلبك نگاه داشت . كار عبد الملك با ماجراى طلب خلافت از سوى عمرو بن سعيد بن عاصى مصادف شد و او دروازه‌هاى دمشق را پس از خروج عبد الملك از آنجا ببست و بر گرفتارى وى بيفزود . اين واقعه به سال هفتاد رخ داد . سپس عبد الملك سحيم بن مهاجر را نزد فرماندهء رومى فرستاد و او به نيرنگ به وى نزديك شد و توانست ناشناس نزد او راه يابد . آنگاه حالت طرفدارى و مساعدت از خود نشان داد و با بدگويى و دشنام و اهانت به عبد الملك به وى نزديك شد تا جايى كه از او مطمئن و به وى غره گشت . سپس سحيم با جمعى از موالى و لشكريان عبد الملك كه آنان را در مكانى كه خود مىدانست مقام داده و براى حمله به وى آماده ساخته بود ، بر او تاخت و خود و روميان همراهش را بكشت و براى آنان كه به او پيوسته بودند اعلام امان كرد . پس جراجمه پراكنده شده به قريه‌هاى حمص و دمشق رفتند و اكثرشان به شهر خود در لكام بازگشتند . نبطيان نيز به قريه‌هاى خود رفتند و بردگان نزد ارباب خويش مراجعت كردند . ميمون جرجمانى برده‌يى رومى از آن اولاد ام الحكم خواهر معاوية بن ابى سفيان بود كه از ثقفيان بودند . نسبت وى به جراجمه به خاطر در آميختن وى با ايشان و رفتن به جبل لبنان همراه آنان بود . خبر دليرى و شجاعت او به
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 233 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل