تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
واقدى گويد : خالد از سوى به كواثل رفت ، سپس به قرقيسيا آمد و بزرگ آن بلد با جماعتى سوى خالد برون آمد . خالد او را ترك گفت و راه بيابان در پيش گرفت و شتابان برفت . سپس به اركه - كه همان ارك است - رفت و بر اهل آن هجوم برد و ايشان را محاصره كرد و آن بلد را به صلح ، در ازاء چيزى كه براى مسلمانان گرفت ، بگشود . آنگاه به دومة الجندل رفت و آن را فتح كرد و به قصم آمد . در آنجا قوم بنو مشجعة بن تيم بن نمر بن وبرة بن تغلب بن حلوان بن عمران بن حاف بن قضاعه با وى مصالحه كردند و براى آنان امان نامه بنوشت . سپس به تدمر رفت و مردم آنجا مكان خود را مستحكم كرده حصار گرفتند و بعد امان خواستند . وى ايشان را امان داد ، بر اين قرار كه از اهل ذمه « 1 » باشند و بر سلطهء مسلمانان مقر و خاضع گردند . آنگاه به قريتين رفت . مردم آن با وى بجنگيدند و او ظفر يافت و غنائم بگرفت . سپس به حوارين از توابع سنير رفت و چارپايان مردم آنجا را غارت كرد . پس با وى بجنگيدند و از اهل بعلبك و اهل بصرى كه مدينهء حوران است براى ايشان مدد رسيد . خالد بر آنان پيروز شد و بكشت و برده گرفت . بعد به مرج راهط رسيد و برغسانيان كه نصرانىاند در روز عيد فصح بتاخت و بكشت و اسيران گرفت . خالد ، بسر بن ابى ارطاة عامرى قريشى و حبيب بن مسلمهء فهرى را به غوطهء دمشق فرستاد و آن دو به قريه‌يى از قريه‌هاى آن بلد بتاختند و
هامش
( 1 ) . اين اصطلاح بر مسيحيان ، يهوديان و زرتشتيانى طلاق مىشود كه پرداخت جزيه و اطاعت از سلطهء مسلمانان را پذيرفته‌اند و از لحاظ حقوقى نوعى تبعه و در شمار مردم دار الاسلام محسوب مىگردند . مباحث فقهى - حقوقى راجعهء به عقد ذمه و نيز عقد امان كه چند بار در متن اشاره شده مفصل است .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 162 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل