مردم عرب اين كارها را به خاطر بتهايشان مىكردند و معتقد بودند كه بتها آنان را به خدا مىرسانند و نزد او برايشان شفاعت مىكنند ؛ همان گونه كه قرآن مىفرمايد :
« . . . ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى . . . »
« 1 » : [ . . . بتها را فقط براى اين كه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گرداند ، مىپرستيم . . . ] و :
« وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ . . . »
« 2 » : [ و به جاى خداوند ، چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنان زيان مىرساند و نه به آنان سود مىدهد . و مىگويند : اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند . . . ]
( 1 )
قوم عرب ، با چوبههاى تير بدون پر [ و تير قمار ] قرعهكشى و پيشگويى مىكردند . اين تيرها سه نوع بودند :
الف : روى نوعى از آنها « بله » يا « خير » بود كه براى كارهايى چون سفر ، ازدواج و امثال آنها استخاره و پيشگويى مىنمودند . حال اگر ، بله مىآمد ، آن هدف را دنبال مىكردند و اگر خير بيرون مىآمد ، آن سال ، از هدف منصرف مىشدند و آن را تا قرعهكشى ديگر به تأخير مىانداختند .
ب : بر نوعى ديگر ، « مياه » و « ديه » قيد شده بود . « 3 »
ج : نوع سوم ، « منكم » : از شما يا « من غيركم » : از غير شما و يا « ملصق » : [ سخن از ] پسر خوانده و . . . روى آن تيرها نوشته شده بود . مثلا ، هرگاه در اصل و نژاد كسى شك مىكردند ، با صد شتر يا گوسفند ذبح شده او را نزد بت هبل مىبردند و آن تير را به صاحب تير بختآزمايى مىدادند . اگر « منكم » بيرون مىآمد ، آن شخص شريفترين محسوب مىشد و اگر « من غيركم » بيرون مىكشيد ، هم پيمان و دوست محسوب مىشد . و اگر واژهء « ملصق » بيرون مىآمد ، نزد آنان داراى منزلت خوبى مىگرديد ؛ ولى آنان را همنژاد و يا هم پيمان خود
هامش
( 1 ) - زمر / 3 .
( 2 ) - يونس / 18 .
( 3 ) - مياه ، تيرى كه روى آن مياه نوشته شده بود و در قرعهكشى بيرون مىآمد ؛ آن را براى حفر چاه و استخراج آب و كشتزارها به فال نيك مىگرفتند . ديه ، تيرى بود براى روشن گردانيدن وضعيّت ديهء مورد اختلاف كه چه كسى آن را به عهده بگيرد .