تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خواص الأشياء ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
برود و روغن بماند .

روغن ريحان :

نافع بود در زانو و درد همهء بندها مفيد بود ؛ صنعت آن : ريحان برگ كنند و بكوبند و آتش بگيرند سه جزو و يك جزو روغن كنجد اضافه كنند .

روغن شقايق :

شقايق برگ كنند و در شيشه كنند و سرش بنهند و در آفتاب آويزند يك روز ، روز ديگر روغن به رويش كنند و يك ماه رها كنند و روغن گل سرخ و گل سفيد و بابونه و زنبق و خيرى و نرگس و ياسمين و گل گنجشك و سداب و ديگر نباتات و ازهار بدين صورت گيرند .

روغنى كه درد گوش كه از گرمى بود ، زايل گرداند :

روغن گل ده درم ، روغن بادام پنج درم ، خلّ الخمر سى درم ، بياميزند و به آتش بجوشانند تا سركه برود و روغن بماند .

روغنى كه درد گوش كه از سردى بود ، ببرد :

صبر و مرّ و مصطكى و حضض و جند بيدستر و زهرهء گاو از هريك درمى ، كندر پنج درم ، روغن بادام تلخ بيست درم ، شراب كهن بيست درم ، داروها نيم كوفته با روغن و شراب بجوشانند و با روغن بمالند .

روغن مصطكى :

سستى معده را سود دهد ؛ صنعت آن : ديگى پر آب كنند و آتش در شيب آن كنند و در شيشه سنگ نيم من روغن زيت ، بيست و پنج مثقال مصطكى كنند و در ميان ديگ درآويزند ، چندان كه گداخته شود ، نيم گرم در معده مىمالند .

روغن مورد :

موى را نگاه دارد و آنچه ريخته باشد ، باز آيد ؛ صنعت آن : آب برگ مورد بگيرند با سه جزو روغن كنجد بجوشانند به آتش آهسته تا نزديك آن كه آب برود و قدرى لادن دراندازند تا بگدازد و فروگيرند .

روغنى كه موى را نگاه دارد :

مازو و هليلهء كابلى و برگ مورد از هريك جزوى ، همه در شراب ريحان خوسانند يك شبانه‌روز ، روز ديگر بجوشانند و صافى كنند و نيم چندان روغن كنجد برافكنند و بجوشانند تا نزديك كه شراب برود و روغن بماند و از هر نيم من روغن ده درم لادن برافكنند ، چنان كه رفت .

روغن آبى :

معده را قوّت دهد و عرق آمدن باز دارد و اگر به كشكاب اندازند و بخورند نفع بينند و اسهال بازبندد ؛ صنعت آن : آب به و آب مورد يك جزو ، روغن گل يك جزو ، بياميزند و بجوشانند .

روغن مازريون :

كه در استسقا به كار برند ؛ صنعت آن : برگ مازو يك چهار يك در سه من
خواص الأشياء ( فارسى ) — صفحة 120 | محمد بن زكريا الرازي / حكيم ابو على / يوسف بيگ باباپور - كاوه عباسى