باب نوزدهم در روغنها
روغن قسط :
فالج و لقوه را سود دارد ؛ صنعت آن : قسط ده درم ، فلفل سه درم ، عاقرقرحا چهار درم ، فرفيون سه درم ، جند بيدستر دو درم و نيم ، مجموع كوفته در دو من آب بپزند تا باز نيم من آيد و با نيم من روغن كنجد بجوشانند تا آب برود و روغن بماند ؛ و در نسخهء ديگر سه درم سليخه گفتهاند .
روغن قسط بزرگ :
سودمند بود در معده و جگر سردى و مفاصل ؛ صنعت آن : قرنفل ده درم ، ميعه و قصب الذّريره و سنبل و سادج و بيخ سوسن و قرفه و اشنه و قسط از هريك بيست درم ، سليخه و راسن و عبيثران « 1 » و بلسان از هريك ده درم ، مرّ پنج درم ، مجموع كوفته و بيخته ، در سه من آب بپزند تا يك من آيد و نيم من روغن كنجد اضافه كنند و بجوشانند تا باز آب رود و روغن بماند .
روغن قسط كوچك :
نافع بود سردى جگر و معده چون بياشامند ، محلى كه موى رفته باشد بازآرد و چون طلا كند اعصاب محكم كند ؛ صنعت آن : قسط تلخ صد درم ، مربّاى جوز چهل مثقال ، سليخه شش درم و نيم ، كوفته ، در شراب كهن خوسانند يك شبانهروز ، بجوشانند و بپالايند و سه چهار يك روغن زيت به رويش كنند و بجوشانند تا آب رود و روغن بماند .
روغن حبّة السّودا :
فالج و لقوه و تشنّج را سود دهد ؛ صنعت آن : سياه دانه و مغز بادام تلخ ، مساوى كوفته و نرم كرده ، مثال بادام ، روغن از آن بكشند .
روغن افسنتين :
معده و همهء اندام را قوّت دهد ؛ صنعت آن : روغن زيت با روغن بادام تلخ نيم من ، افسنتين رومى تازه دو سير و نيم ، در شيشه كنند و چهل روز در آفتاب نهند .
روغن فرفيون :
همه دردى كه از سردى بود زايل گرداند و فالج و استرخا را سود دهد ؛
هامش
( 1 ) . س : عبيدان .