( 280 ) . لو لا اللّسان ما كان الإنسان إلّا صورة . . . .
انسان اگر قدرت سخن گفتن نداشت ، جز نقش و صورتى يا چهارپايى افسارگسيخته نبود .
راغب اصفهانى عبارت فوق را چنين آورده است : « ما الإنسان لو لا اللّسان إلّا بهيمة مهملة أو صورة ممثلّة » .
الذريعة إلى مكارم الشريعة ، ص 238 .
( 281 ) . المرء بأصغريه . . . .
ثعالبى اين عبارت را در ديگر آثار خود به حكماى عرب نسبت داده ، و صورت كامل آن را چنين آورده است : « المرء بأصغريه قلبه و لسانه ، إن نطق ، نطق لبيان و إن قاتل ، قاتل بجنان » .
اللطائف ، ص 77 ؛ يواقيت ،
B
38 .
( 282 ) . المرء مخبوء تحت لسانه .
اين عبارت از امير المؤمنين على بن ابى طالب است كه صورت كامل آن در كتاب شريف نهج البلاغة چنين آمده است : « تكلّموا تعرفوا فإنّ المرء مخبوء تحت لسانه » . فردوسى نيز دارد :
تو چندانكه باشى سخنگوى باش * خردمند باش و جهانجوى باش
سخن چون يك اندر دگر بافتى * از او بىگمان كام دل يافتى
سخن چون برابر شود با خرد * روان را ز دانش همى پرورد
سعدى نيز در اين معنى گويد :
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
رشيد وطواط هم مىگويد :
مرد پنهان بود به زير زبان * تا بگويد سخن ندانندش
نهج البلاغة ، صبحى صالح ، ص 497 ؛ خردنماى جهانافروز ، ص 122 ؛ الذريعة إلى مكارم الشريعة ، ص 238 ؛ اللطائف ، ص 78 .
( 283 ) . لسان الفتى نصف و نصف فؤاده . . . .
بيت دوّم متعلق به معلّقهء زهير بن ابى سلمى مىباشد ( شرح المعلّقات السبع ، زوزنى ، ص 75 ) .
به نقل از : مضامين مشترك در ادب فارسى ، ص 232 .
( 284 ) . لسان محمّد أمضى غرارا . . . .
اين دو بيت در اللطائف و يواقيت به ابراهيم بن شاه اصفهانى نسبت داده شده كه وى ابيات مذكور را