يج مدح ضياع و عمل آن
در خبر است كه : التمسوا الرّزق فى خبايا الأرض : روزى در نهانهاى زمين بجوييد . و بعضى از سلف گفتهاند : هركه خواهد كه روزى بر وى فراخ شود ، بايد كه با تجارت نيز ضيعتى حاصل كند كه خداى تعالى فرمود :
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
وَ مِمَّا
« 1 »
أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ
و ميان هر دو به هم جمع كرد .
و از سفيان بن عيينة 208 پرسيدند كه : حال كسى چون باشد كه ضيعت خويش بفروشد ؟ گفت : او را در بهاى آن هيچ بركتى نباشد . زيرا كه خداى تعالى فرمود در وصف زمين :
وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها
؛ پس چگونه كسى را بركت باشد كه از ملك خويش چيزى جدا كند كه خداى تعالى در آن بركت كرده باشد ؟ !
و در خبر است : هركه زمينى بفروشد /
a
26 / و به بهاى آن مثل آن زمين و عقار نخرد ، چون خاكسترى باشد كه در روزى كه باد سخت جهد ، باد بر او مسلّط شده باشد 209 .
و اسماعيل بن صبيح 210 گفت مر دوستى را : اتّخذ ضيعة تبقى لك إذا خانك إخوانك و جفاك السّلطان 211 : گفت : ضيعتى فراگير كه بماند براى تو ، چون با تو دوستانت خيانت كنند و سلطان بر تو جفا كند . و ينشد فيه :
هامش
( 1 ) . س : ما .