تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
در وقت توانگرى ديده است كه زنان ، حوالى او مىخراميدند ، چون صورتهاى نگاشته و گردنهاى ايشان به قلاده‌هاى مرصّع به جواهر آراسته .
يسرّك أنّى نلت ما نال جعفر * من « 1 » الملك أو ما نال يحيى بن خالد
آن زن را گفتم كه تو را شاد مىكند كه من بيابم آنچه يافت جعفر از پادشاهى يا آنچه يافت يحيى بن خالد .
و أنّ أمير المؤمنين أعضّنى * [ معضّهما ] « 2 » بالمرهفات البوارد
و بعد از آن امير المؤمنين مرا هلاك كند به شمشيرهاى تيز كشنده .
ذرينى تجئنى ميتتى مطمئنّة * و لم أتجشّم [ هول ] « 3 » تلك الموارد
بگذار مرا تا مرگ من به من آيد به آرام و آهستگى ؛ و رنج و ترس آن آبشخورها /
b
13 / نديده باشم . « 4 »
فإنّ عليّات الأمور مشوبة * بمستودعات فى بطون الأساود
زيرا كه كارهاى بزرگ آميخته است به زهرهاى نهاده در درونهاى ماران . و گفته‌اند : ترسناكترگه باشد ، وزير ، گاهى بايد كه لشكرهاى او ساكن باشند . و مثل ملك نيك سيرت كه وزير او به دو تباه باشد ، چون آب صافى خوش باشد كه در آن نهنگان باشند كه كس نتواند از آن آب خوردن ، و اگرچه سباحت داند و تشنه باشد . لأبى الفتح البستى : 95 شعر
حرّضونى على وزارة بست * و رأوها من أعظم الدّرجات
هامش
( 1 ) . ع : فى . ( 2 ) . با توجّه به وزن شعر از نسخهء عربى افزوده شد . ( 3 ) . با توجّه به ترجمهء فارسى ، از نسخهء عربى افزوده شد . ( 4 ) . بالاى « نديده باشم » در س واژهء « نكشيد » افزوده شده است .