تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧

ذمّ وزارت

چون مأمون ، احمد بن ابى خالد 88 را گفت : هيچ توانى « 1 » كه وزارت از من قبول كنى ؟ او گفت : يا امير المؤمنين ، مرا بگذار تا ميان من و ميان غايت علوّ درجه‌اى باشد كه دوست آن را اميد دارد و دشمن از آن ترسد . نمىخواهم رسيدن به نهايت تا دشمن من نگويد كه به نهايت رسيد بزرگى او ، و بعد از آن نباشد الّا فروآمدن و نقصان شدن مرتبت . و چون ابو سلمهء خلّال وزير 89 را بكشتند و اوّل وزيرى بود آل عبّاس را ، سليمان بن مهاجر او را مرثيت گفت : شعر
إنّ الوزير وزير آل مهلّب « 2 » * أودى فمن يشناك « 3 » كان وزيرا 90
وزير مهلّب هلاك شد . پس هركه تو را دشمن داشته باشد ، وزير شود ؛ و اين بيت مثلى شد از وزرا . و احمد بن اسرائيل 91 وزارت را هميشه ذمّ كردى و اين بيت بسيار بر زبان راندى . چون متقلّد وزارت شد ، او را گفتند : نه ذمّ وزارت مىكردى و مكروه مىداشتى ؟ گفت : بلى ، و لكن وزارت مركبى است آرزومند بالذّت ، نفس را خوش نمىآيد به ترك /
a
13 / آن گفتن ، مهما كه در اوست مخاطرهء عظيم . و ابراهيم بن مدبر 92 را چون وزارت بر او عرضه كردندى ، ابيات عتّابى 93 برخواندى :
تلوم على تركى الغنى باهليّة * طوى الدّهر عنها كلّ طرف و تالد 94
ملامت مىكند مرا به سبب آنكه ترك توانگرى كرده‌ام زنى باهلى كه روزگار ، نو و كهن از او درنورديده است .
رأت حولها النّسوان يرفلن كالدّمى « 4 » * مقلّدة أجيادها بالقلائد
هامش
( 1 ) . س : توان . ( 2 ) . ع : محمّد . ( 3 ) . ع : عاداك ، در پاورقى : يشناك . ( 4 ) . ع : فى الكسا .
تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 27 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / عارف أحمد زغول / محمد بن أبى بكر بن على ساوى