كه ايشان را بوده است به واسطه و توسّل وزرا طلب كردهاند ، چنان كه گفت :
إذا طلبت نائل الأمور * فالطف له من قبل الوزير 83
و ابن العميد 84 ، وزير ركن الدوله را دوستى بود علوى ، مقرّب و مخصوص پيش ركن الدّوله ، و دعوى استغنا كردى از وزير ابن العميد ، پس ابن العميد در حقّ او گفت :
شعر
و زعمت أنّك لست تفكر بعدما * علقت يداك بذمّة الأمراء
هيهات لم تصدقك فكرتك الّتى * قد أوهمتك غنى [ عن ] « 1 » الوزراء
لم تغن عن أحد سماء لم تجد * أرضا و لا أرض به غير سماء 85
مىگويد : تو دعوى كردى كه از هيچچيز انديشه نمىكنى ، بعد از آنكه دو دست به عهد و زينهار امرا درآويختى . دور است آن دعوى و انديشهء تو ، راست نگفت كه تو را در وهم انداخت كه از وزير بىنياز باشى كه هيچ سود ندارد و بىنياز نكند آسمانى كه نيابد زمينى و نه زمينى كه نيابد آسمانى .
و صاحب بن عبّاد گفت : مرا همانا به صد هزار بيت مدح كرده باشند ، از آن جمله مرا خوشتر از قولى كه سعيد [ رستمى 86 گفته ] نيست :
شعر
ورث الوزارة كابر عن كابر * موصولة الإسناد بالإسناد / b 12 /
يروى عن العبّاس عبّاد وزا * رته و إسماعيل عن عبّاد 87
به ميراث يافت وزارت را بزرگى از بزرگى ، اسنادبهاسناد پيوسته ، اسماعيل از عبّاد روايت مىكند و عبّاد از عبّاس .
هامش
( 1 ) . با توجّه به وزن شعر از اللطائف و يواقيت افزوده شده است .