تظاهر به تشيع نمائى ، و از اين راه ، و راههاى ديگر كه ميتوانى انجام دهى ، به ادريس نزديك شده و مسمومش سازى .
جاسوس هارون بعنوان پناهندهء سياسى به مراكش آمد و در مأموريت خود موفق شد
« شماخ » از بغداد ، رهسپار سرزمين مغرب گشت و زير عنوان پناهندهء سياسى و كسى كه از ستم دستگاه بيدادگر هارون فرار كرده ، خود را در دل ادريس جاى داد !
« ادريس » مقدم او را گرامى شمرد و با وى بمهربانى فراوانى رفتار كرد ، از نظر اينكه شماخ مردى مؤدب ، و با استعداد و رشيد بود ادريس به زودى با وى مأنوس گشته و مورد اطمينانش واقع شد ، اتفاقا بدندان دردى سخت مبتلا گشته و به شماخ ناراحتى خود را اظهار كرد ، و او فرصت را مغتنم شمرد ، دوائى زهرآگين كه از پيش آماده كرده بود ، بوى داد ، و پس از آن پنهان گشت ، ديگر كسى او را نديد ، اما « ادريس » در نتيجهء استعمال دواى مسموم ، تمام دندانهايش ريخت ، و پس از آن برحمت ايزدى پيوست ، و اين رويداد در سال 177 يا 175 هجرى اتفاق افتاد - رحمة اللّه عليه .
اخلاق ادريس
از صفات بارز اين شخصيت و رهبر نخستين دولت شيعه ، فهم و استعداد ذاتى و چيرهگى بر خويهاى شهوانى و تمايلات حيوانىاش بود ، انسانى دادگستر ، و متوجه به اعمال نيك ، و پسنديده بود .
مصادر آنچه نگاشته شد كتب زير است :
1 - جزء اول كتاب المغرب فى اخبار المغرب تأليف ابن عذارى مراكشى .