ادريس فرزند عبد اللّه بن حسن
و اينك ميپردازيم بسرگذشت ادريس ، جنابش پس از واقعهء حادثهء دلخراش فخ و شهادت گروهى از سادات علوى ، كه او از آن صحنه جان بدر برد ، بجانب مصر گريخت ، و در جائى پنهان گشت .
فرار دادن واضح مأمور پست ادريس را
« واضح » كه شيعه بود ، از حال وى آگاه شد ، و به پناهگاهش آمد ، و آمادهگى خود را براى خدمت اعلام داشت ، و بهترين راه خدمت را در اين ديد كه با پست خود او را بمراكش ببرد و همين كار را هم كرد .
و ادريس را بمراكش كه مغرب الاقصى باشد برد . مغرب الاوسط شامل الجزائر مىشود .
ورود ادريس به مراكش و تسليم استاندار شهر
در مراكش شهرى بود بنام « وليله » استاندار آن شهر اسحق بن محمد بن عبد الحميد بود كه از طرف بنى عباس به اين پست گمارده شده بود .
ادريس كه وارد شد ، او را پناه داده و مقدمش را گرامى داشت ، و از فرمانبردارى عباسيان سر برتافت . خبر فرار ادريس بوسيلهء « واضح » بهارون رسيد ، دستور بازداشت او را صادر كرد ، و سرانجام جنازهء پستچى بالاى دار رفت .