إذا الخلّ لم يهجرك إلّا ملالة * فليس له إلّا الفراق عتاب
و ابو فراس حمدانى سروده است : « 1 » و زمانى كه دوست ، غير از آزردگى چيزى براى تو باقى نگذارد ، چيزى جز جدايى نكوهش او نيست . در هردو مصراع اين شعر ، قصر وجود دارد . در مصراع اوّل « لم » و « إلّا » انگيزهء قصر شده و در مصراع دوّم « ليس » و « إلّا » .
13 - و قال أبو العتاهية :
علّل النّفس بالكفاف و إلّا * طلبت منك فوق ما يكفيها
إنّما أنت طول عمرك ما عمّر * ت فى السّاعة الّتى أنت فيها
ابو العتاهيه سروده است : نفست را به اندازهء كفاف ، خشنود بساز و گرنه از تو مىطلبد آنچه را كه بيشتر از كفايت آنست . تنها بهرهء تو از عمرت ، آن اندازهاى است كه تو در آن زيست مىكنى . در بيت دوّم « إنّما » قصر موصوف بر صفت را پديد آورده است .
14 - قال مهيار :
و ما الحرص إلّا فضلة لو نبذتها * لما فاتك الرّزق الّذى أنت آكله
و مهيار سروده است : حرص و آز ، غير زائدهاى نيست . اگر فرو افكنيش ، آن روزى كه تو خورندهء آنى از دستت نمىرود . در اين شعر ، به وسيلهء نفى و إلّا ، قصر پديد آمده است . و اين قصر موصوف بر صفت است .
15 - قال الطّغرائى :
و إنّما رجل الدّنيا و واحدها * من لا يعوّل فى الدّنيا على رجل
طغرائى گفته است : تنها مرد دنيا و يگانهء آن ، كسى است كه در دنيا بر مردى تكيه نكند .
در اين شعر ، قصر صفت بر موصوف ، به وسيلهء « إنّما » تحقق يافته است .
16 - قال الغزّى :
ليس التّغرب أن تشكونوى سفر * و إنّما ذاك فقد العزّ فى الوطن
غزّى گفته است : غربت ، اين نيست كه تو از دورى سفر گلايه كنى . تنها غربت ، از دست دادن عزّت در وطن است . در اين شعر ، قصر موصوف بر صفت ، با « إنّما » شكل گرفته است .
17 - و قال أيضا :
إنّما هذه الحياة متاع * و السّفيه الغبىّ من يصطفيها
هامش
( 1 ) . ديوان ابو فراس ، ص 24 .