3 - اهميّت دادن به فعل .
4 - بركت جستن به آن مفعول .
5 - اظهار لذّت يا احساس لذّت از آن مفعول .
و يتقدّم كلّ من الحال و الظّرف و الجار و المجرور لأغراض كثيرة :
1 - منها : تخصيصها بالفعل
2 - و منها : كونها موضع الإنكار
3 - و منها : مراعاة الفاصلة أو الوزن
و هريك از حال ، ظرف و جار و مجرور براى غرضهاى فراوانى مقدّم مىگردد .
1 - از آن غرضها ، تخصيص آنها به فعل است .
2 - و از آن غرضها ، بودن آن مقدّم ، در موقعيّت انكار است .
3 - و از آن غرضها ، پاسدارى از فاصله ( پايان آيات ) يا محافظت از وزن ، در اشعار است .
و الأصل فى المفعول أن يؤخّر عن الفعل و لا يقدّم عليه إلّا لأغراض كثيرة :
1 - منها : التخصيص ، نحو : إيّاك نعبد ردّا على من قال : أعتقد غير ذلك
2 - و منها : رعاية الفاصلة ، نحو : ثمّ الجحيم صلّوه
3 - و منها : التّبرّك نحو : قرآنا كريما تلوت
4 - و منها : التّلذذ ، نحو : الحبيب قابلت
أصل و قانون در مفعول ، اين است كه مؤخر از فعل باشد و مفعول بر فعل ، مقدّم نمىگردد مگر براى هدفهاى فراوانى :
1 - از آن اهداف ، تخصيص است . مانند : « إيّاك نعبد » در اين آيهء كريمه ، « إيّاك » كه مفعول « نعبد » است براى افادهء تخصيص ، مقدم شده و اين سخن ، ردّ كسى است كه مىگويد :
من غير اين را باور دارم .
2 - و از آن اهداف ، نگهبانى از فاصله ( سجع و يكنواختى پايان آيات ) است . مانند :
« ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ »
« 1 » سپس در آتش بيندازيدش . در اين آيهء مباركه ، « الجحيم » مفعول است و مقدّم شده تا فاصله و پايان آيات ، يكنواخت گردد .
هامش
( 1 ) . حاقّة ، 31 .