غرضى به مفعول ، تعلق نگرفته است . بل مفعول ، فراموش گشته به گونهاى كه اصلا لحاظ نمىگردد و در تقدير هم گرفته نمىشود همانطور كه تعلق فعل به آن مفعول ، اصلا مورد توجه نيست . مانند سخن خداى برين :
« هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ »
« 1 » آيا كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند ، برابر هستند ؟ در اين آيهء مباركه ، مفعول « يعلمون » و « لا يعلمون » حذف شده است . چون اين دو فعل ، به گونهء لازم ، استعمال گشته و تعلق آن دو به مفعول ، اصلا در نظر گرفته نشده است . « 2 »
الثانى ، الأصل فى العامل أن يقدّم على المعمول و قد يعكس فيقدّم المعمول على العامل لأغراض شتىّ :
دوم : اصل در عامل اين است كه : بر معمول ، پيشى بگيرد ، ولى گاهى برعكس مىشود و معمول از عامل جلو مىافتد و بر اين تقديم ، انگيزههاى گوناگونى وجود دارد :
1 - منها التّخصيص ، نحو :
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ .
از آن انگيزهها ، تخصيص و حصر است . مانند :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
در اين آيهء كريمه ، « ايّاك » مفعول « نعبد » است و بر آن مقدم شده تا تخصيص را بفهماند ، يعنى : تنها تو را مىستاييم . همينطور ، « ايّاك » بر « نستعين » مقدّم گشته تا مفيد تخصيص باشد . يعنى :
تنها از تو يارى مىجوييم . « 3 »
2 - و منها ردّ المخاطب إلى الصّواب عند خطئه فى تعيين المفعول ، نحو : نصرا رأيت ردّا لمن اعتقد أنّك رأيت غيره .
يكى از انگيزههاى تقديم ، باز گرداندن مخاطب ، از خطا به درستى است . هنگامى كه در تعيين مفعول ، به اشتباه افتاده باشد . مثلا مىگويى : « نصرا رأيت » : نصر را ديدم . تا ردّ كنى باور كسى را كه پنداشته : شما غير نصر را ديدهاى .
3 - و منها كون المتقدم محطّ الإنكار مع التّعجب ، نحو : أبعد طول التّجربة تنخدع
هامش
( 1 ) . زمر ، 9 .
( 2 ) . بنابراين ، هدف ، تنها اثبات علم يا نفى علم است . بدون ملاحظه تعلق و وابستگى آن ، به معلوم عام يا خاصى .
پس معنى آن ، اين چنين است : كسى كه دانش بر او اثبات شده است ( دانشمند است ) با كسى كه دانش بر او اثبات نشده ، برابر نيستند . در اينجا ، اگر مفعول ، در نظر گرفته شود ، مثلا بگوييم : « الذّين يعلمون الدّين » ، « الدّين » را مفعول بگيريم ، ديگر آن هدف ، از دست مىرود .
( 3 ) . مناسب با موقعيت ابراز ستايش و عبادت و تخصيص آن ، به خداوند متعال است . بنابراين ، تخصيص از تقديم به حسب موقعيت فهميده مىشود نه بر اساس وضع .