بدل اشتمال براى « الاستاذ » است . بدل اشتمال ، يكى از اوصاف يا امورى را بيان مىكند كه متبوع فراگيرندهء آن است . مثلا اينجا « الاستاذ » متبوع است و فراگيرندهء « علم » است .
و مانند : « وجهك بدر شمس » چهرهء تو به ماه شب چهاردهم بل به خورشيد مىماند . در اين مثال ، « شمس » بدل غلط براى « بدر » است . اين بدل غلط ، براى رساندن مبالغهاى كه زمينه و شرائط مىطلبيده ، آمده است . « 1 »
المبحث السادس فى التّقييد بضمير الفصل
يؤتى بضمير الفصل لأغراض كثيرة :
1 - منها التّخصيص ، نحو : ألم يعلموا أنّ اللّه هو يقبل التّوبة عن عباده
2 - و منها تأكيد التّخصيص إذا كان فى التركيب مخصّص آخر كقوله تعالى :
أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ *
3 - و منها تمييز الخبر عن الصّفة ، نحو : العالم هو العامل بعلمه
بحث ششم دربارهء مقيد ساختن به ضمير فصل است .
براى هدفهاى بسيارى ضمير فصل ، آورده مىشود :
1 - از آن اهداف ، تخصيص است . مانند :
« أَ لَمْ يَعْلَمُوا . . . »
« 2 » آيا ندانستند كه محققا خداوند ، توبهء بندگانش را مىپذيرد . در اين آيهء شريفه ، « هو » ضمير فصل است و إفادهء تخصيص مىكند بدينگونه كه تنها خداوند ، توبهپذير است .
2 - و از آن اهداف ، تأكيد تخصيص است . اگر در تركيب ، تخصيص دهندهء ديگرى وجود داشته باشد . مانند :
« أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ »
« 3 » محققا خداوند ، بسيار توبهپذير و مهربان است . در اين آيهء شريفه ، « ال » « التواب » افادهء تخصيص مىكند . و ضمير فصل ، آن را مؤكّد مىسازد .
هامش
( 1 ) . لكن حقيقتى كه تودهء دانشمندان برآنند اين است كه : بدل غلط ، در سخن سخنوران بليغ ، واقع نمىشود .
( 2 ) . توبه / 104 .
( 3 ) . توبه / 118 .