مقصود نحو قوله تعالى :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
فلو حذف الحال و هو « لا عبين » لكان الكلام كذبا بدليل المشاهدة و الواقع و نحو قوله تعالى :
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ
إذ لو حذف « يكاد » لفات الغرض المقصود و هو إفادة المقاربة
و زمانى كه بر مسند اليه و مسند چيزى بيفزاييم كه به هر دوى آنها يا يكى از آنها وابسته است . در اين صورت ، حكم ، مقيّد مىشود و تقييد حكم ، هنگامى است كه بخواهند بر فائدهء حكم بيفزايند ، يا آن را پيش شنونده ، تقويت كنند . چون معروف است : هرچه قيود حكم بيشتر باشد توضيح و تخصيص آن حكم بيشتر است و از اينرو فايدهاش نيز تمامتر و كاملتر است و اگر قيد ، حذف گردد ، كلام ، دروغ يا غير مقصود مىشود . مانند : سخن خداى متعال :
« وَ ما خَلَقْنَا . . . »
« 1 » ما آسمانها و زمين و آنچه در بين آنهاست را بازيگرانه نيافريديم .
اگر كلمهء « لاعبين » كه حال است ، برداشته شود ، كلام دروغ مىگردد . زيرا معنى چنين مىشود : ما آسمانها و زمين و آنچه در بين آنهاست را نيافريديم . و اين كلام ، به دليل آنچه مىبينيم و واقعيت دارد ، دروغ است . و مانند سخن خداى برين :
« يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ »
« 2 » نزديك است روغن آن چراغ ( از اوج درخشش ) شعله افروزد . در اين آيهء كريمه ، اگر « يكاد » حذف گردد هدف كه : نشان دادن نزديكى است ، از دست مىرود .
و اعلم : أنّ معرفة خواصّ التراكيب و أسرار الأساليب و ما فيها من دقيق الوضع و باهر الصّنع و لطائف المزايا ، يسترعى لبّك إلى أنّ التّقييد بأحد الأنواع الآتية يكون لزيادة الفائدة و تقويتها عند السّامع لما هو معروف من أنّ الحكم كلّما ازدادت قيوده ازداد إيضاحا و تخصيصا و التقييد يكون بالتّوابع و ضمير الفصل و النّواسخ و أدوات الشرط و النفى و المفاعيل الخمسة و الحال و التمييز و فى هذا الباب جملة مباحث
و بدان : شناخت ويژگيهايى كه در تراكيب وجود دارد و رمزهايى كه در شيوههاى ادبى نهفته است و ريزهكارىها ، هنر چشمگير و لطافتهايى كه در امتيازات وضع و پيوند واژههاست ، خرد تو را به اين حقيقت ، رهنمون مىسازد كه : مقيّد ساختن به يكى از نمونههاى آينده ، براى افزودن فايده و تقويت آن پيش شنونده است . چون معروف گشته :
هرچه قيدهاى حكم ، زياد گردد . بر توضيح و تخصيص آن ، افزوده مىشود . و مقيّد ساختن ، با امور زير است .
هامش
( 1 ) . دخان / 38 .
( 2 ) . نور / 35 .