بحث دوم دربارهء مقيد ساختن به تأكيد است .
تاكيد براى هدفهايى به كار مىرود كه بر آنها دلالت مىكند . و آن هدفها عبارت است از :
1 - تنها براى روشن ساختن و محققكردن مفهوم چيزى كه مورد تاكيد قرار گرفته و اين در جايى است كه ما احساس كنيم شنونده غافل است . مانند : « جإ الامير الأمير » در اين مثال ، واژهء « الأمير » دوم براى تأكيد به كار رفته است .
2 - براى روشنكردن ، به اضافه زدودن توهم و پندار خلاف ظاهر . مانند : « جاءنى الأمير نفسه » پادشاه خودش پيشم آمد . وقتى ما گفتيم : « جاءنى الأمير » ممكن است كسى بپندارد كه ما واژهء « أمير » را به كار بردهايم . لكن ظاهرش را اراده نكردهايم و معناى مجازى يا كنايى براى آن در نظر گرفتهايم . از اينرو مىگوييم : « جاءنى الأمير نفسه »
3 - براى بيانكردن ، روشن ساختن و زدودن پندار عدم فراگيرى . مانند :
« فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ »
« 1 » فرشتگان ، همگى و تماما سجده گزاردند . در اين آيهء مباركه ،
« كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ » *
براى تأكيد « الملائكة » است و عموميت آن را بيان مىكند و توهم عدم فراگيرى را مىزدايد .
4 - مىخواهيم معناى مؤكد يعنى چيزى كه مورد تأكيد قرار گرفته است ، در ذهن شنونده ، نقش ببندد و خوب جايگير گردد . مانند :
« اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ »
« 2 » تو و همسرت در بهشت بمانيد . در اين آيهء كريمه ، « أنت » براى تأكيد ضمير مستتر در « أسكن » آمده است . و معناى مؤكّد را در ذهن شنونده جايگزين مىسازد .
المبحث الثالث فى التّقييد بعطف البيان
أمّا عطف البيان فيؤتى به للمقاصد و الأغراض التّى يدلّ عليها فيكون :
( الف ) لمجرّد التّوضيح للمتبوع باسم مختصّ به نحو : أقسم باللّه أبو حفص عمر
( ب ) و للمدح كقوله تعالى :
جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ
فالبيت الحرام ، عطف بيان للمدح
هامش
( 1 ) . حجر / 3 .
( 2 ) . بقره / 35 .