تقديم « كفوا » را شتاب در نفى مثل از خدا دانستهاند .
زهرة العلم أنضر من زهرة الرّوضة
شكوفهء دانش از شكوفهء باغ خرّمتر است .
اين جملهء خبريهء اسميه از نوع ابتدايى است . مقصود از اين جمله ، به قرينهء مدح ، استمرار است . « زهرة العلم » مسند اليه است بر اساس اصل ، مقدم گشته و براى تعظيم معرّف به اضافه شده و « أنضر » مسند است و بر حسب اصل ، مؤخر ذكر شده است . غلامى سافر ، أخى ذهبت جاريته ، أنا أحب المطالعة ، الحق ظهر ، الغضب آخره ندم . در اين مثالها ، مسند ، جمله آورده شده تا حكم ، تقويت گردد ، زيرا در اين مثالها اسناد ، تكرار مىشود .
توضيح : « غلامى سافر » : غلام من سفر كرد .
« أخى ذهبت جاريته » : برادرم ، كنيزش رفت .
« أنا أحبّ المطالعة » من مطالعه را دوست دارم .
« الحق ظهر » : حق آشكار شد .
« الغضب آخره ندم » : پايان خشم گرفتن ، پشيمانى است .
أسئلة على احوال المسند يطلب أجوبتها
پرسشهايى دربارهء احوال مسند كه پاسخهايش خواسته مىشود .
ما هو المسند ؟ مسند چيست ؟
ما هى أحواله ؟ احوال مسند ، كدام است ؟
لأىّ شى يذكر المسند ؟ براى چه انگيزهاى مسند ذكر مىشود ؟
لأىّ شى يحذف ؟ براى چه مسند حذف مىگردد ؟
لم يقدّم ؟ چرا مسند ، مقدم مىشود ؟
لم يؤخّر ؟ چرا مسند مؤخر مىگردد ؟
لم يعرّف ؟ چرا معرفه آورده مىشود ؟
لم ينكّر ؟ چرا نكره مىآيد ؟
لم يؤتى به جملة ؟ براى چه مسند ، جمله آورده مىشود ؟