بحث اوّل دربارهء ذكركردن يا حذفكردن مسند است
مسند نيز ، براى همان هدفهايى كه در بحث ذكر مسند اليه گذشت ، آورده مىشود . و آن هدفها بدينسان است :
1 - ذكر مسند ، بر اساس قانون باشد و انگيزهاى براى برگشت از آن وجود نداشته باشد .
چون ، « العلم خير من المال » در اين مثال ، « خير » مسند است .
2 - مسند ، ذكر مىشود زيرا در كلام ، اعتماد به قرينه ضعيف است . مانند : « حالى مستقيم و رزقى ميسور » حالم به هنجار است و روزيم آسان به دست مىآيد . در اينجا اگر « ميسور » حذف مىشد ، « مستقيم » كه مسند نخست بود بر آن ، دلالت نمىكرد .
3 - و كضعف تنبّه السّامع ، نحو : أصلها ثابت و فرعها ثابت إذ لو حذف « ثابت » ربما لا يتنبّه السّامع لضعف فهمه .
4 - و كالرّد على المخاطب نحو :
« قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ »
جوابا لقوله تعالى :
« مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ » .
3 - و يا مسند ، ذكر مىشود چون فراگيرى شنونده ضعيف است . مانند : « أصلها ثابت و فرعها ثابت » اگر « ثابت » دوم حذف مىشد چه بسا كه شنونده از روى كندفهمى متوجّه نمىگشت .
4 - و يا مسند ، ذكر مىشود تا سخن مخاطب ، پاسخ داده و باز گردانده شود . مثل اين آيه كه كسى پرسيده است :
« مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ »
« 1 » چه كسى استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ؟ خداوند متعال ، پاسخ داده :
« يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ »
زنده مىسازد آنها را كسى كه براى نخستينبار بدانها جان داد . در اين پاسخ ، « يحيى » در « يحييها » مسند است و براى بازگرداندن سخن مخاطب ، ذكر شده است .
و كإفادة أنّه فعل فيفيد التّجدّد و الحدوث و مقيّدا بأحد الأزمنة الثلاثة بطريق الاختصار أو كإفادة أنّه اسم فيفيد الثبوت مطلقا ، نحو : يخادعون اللّه و هو خادعهم فانّ يخادعون تفيد التّجدّد مرّة بعد اخرى ، مقيدا بالزّمان من غير افتقار الى قرينة تدلّ عليه
هامش
( 1 ) . يس / 78 .