كذكر الان أو الغد و قوله و هو خادعهم تفيد الثبوت مطلقا من غير نظر الى زمان
يا مسند ، ذكر مىشود تا تازه به تازه بودن و پديد آمدن را بفهماند و مسند ، با اختصار ، مقيد به يكى از زمانهاى سهگانه ارائه شود .
يا مسند ، ذكر مىشود تا اسم بودن آن معلوم باشد و ثبات مطلق يعنى وجود و بودن پيوسته را بفهماند ، مانند سخن خداوند متعال ،
« يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ »
« 1 » با خداوند نيرنگ مىكنند و خدا پيوسته نيرنگشان را به آنان بر مىگرداند .
در اين آيه ، « يخادع » مسند فعلى است و تازه به تازه شدن و به وجود آمدن يك بار پس از بار ديگر را مىرساند و بدون نياز به ذكر قرينهاى چون « الان » يا « غد » مقيد به زمان است يعنى بر زمان حال و استقبال دلالت دارد . لكن « هو خادعهم » « هو » مسند اليه و « خادعهم » مسند است و بر ثبوت و وجود پيوسته ، دلالت دارد و به زمان ويژهاى نظر ندارد .
و يحذف المسند لأغراض كثيرة :
1 - منها اذا دلّت عليه قرينة و تعلّق بتركه غرض ممّا مرّ فى حذف المسند اليه و القرينة إمّا مذكورة كقوله تعالى :
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ *
أى : خلقهن الله .
و إمّا مقدّرة كقوله تعالى :
يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
رجال أى يسبحه رجال كأنه قيل : من يسبحه ؟
2 - و منها الاحتراز عن العبث نحو : إنّ اللّه برى من المشركين و رسوله أى : و رسوله برى منهم أيضا فلو ذكر هذا المحذوف لكان ذكره عبثا لعدم الحاجة اليه .
مسند ، براى هدفهاى چندى حذف مىگردد :
1 - هنگامى كه قرينهاى بر آن محذوف ، دلالت كند و وانهادن آن محذوف ، بر اساس يكى از غرضهايى باشد كه در ترك مسند اليه گفته شد و آن قرينه ، يا ذكر شده است مانند سخن خداى و الا :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ . . . »
« 2 » در اين آيه شريفه ، « اللّه » مسند اليه است و مسند آن به قرينه « خلق السّموات » حذف گرديده است بدون حذف ، بدين شكل مىشود :
« خلقهنّ اللّه » و يا قرينه ، مقدّر است چون
« يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ ،
« 3 »
.
رجال »
هامش
( 1 ) . نساء / 142 .
( 2 ) . لقمان / 25 .
( 3 ) . نور / 36 .