لا يلحقه أذّى .
3 - مسند اليه ، نكره آورده مىشود براى عظمت دادن يا كوچككردن مانند سخن پسر ابو السّمط : « 1 » « له حاجب . . . » او در برابر هرچه ناهنجارش مىكند ، باز دارندهء بزرگى دارد و در برابر جويندهء نيكى ، اندك مانعى ندارد .
در مصراع نخست شعر ، « حاجب » مسند اليه نكره است . و تنكير آن ، تعظيم و تكثير را مىفهماند يعنى او در برابر عيبها ، مانع بزرگ و فراوان دارد . و « حاجب » در مصراع دوم ، مسند اليه نكره است و تنكير آن ، اندك بودن و كوچكى را ، نشان مىدهد . يعنى او در برابر جويندهء احسان ، مانع كم و كوچك هم ندارد پس در اين شعر ، تعظيم و تكثير و تقليل و تحقير ، احتمال دارد .
4 - مسند اليه را نكره مىآوريم تا مسأله ، پنهان بماند ، مانند : « قال رجل . . . » مردى گفت :
بىترديد تو از راه درست منحرف گشتهاى .
در اين مثال ، « رجل » مسند اليه نكره است . تو نام او را پنهان مىدارى تا آزارى به او نرسد .
5 - و قصد الإفراد ، نحو : « ويل أهون من ويلين » أى ويل واحد أهون من ويلين .
6 - و قصد النّوعيّة . نحو : « لكلّ داء دواء » أى لكلّ نوع من الدّاء نوع من الدّواء .
5 - نكره مىآيد تا يكى بودن آن ، قصد گردد ، مثل : « ويل أهون من ويلين » .
در اينجا « ويل » مسند اليه نكره است . يعنى يك سختى و مصيبت آسانتر و سبكتر از دو مصيبت است .
6 - نكره مىآيد تا نوع آن ، منظور گردد ، مثل : « لكلّ داء دواء » براى هردردى ، دارويى هست . يعنى براى هرنوعى از دردها ، نوعى از درمان ، وجود دارد .
هامش
( 1 ) . و همينگونه است اين شعر :و للّه عندى جانب لا أضيعه * و للّهو عندى و الخلاعة جانبو هم احتمال تكثير و هم احتمال تقليل دارد اين آيه شريفه :« إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ »( مريم / 45 ) .