بىشك ، شما سخن بزرگى بر زبان آوردهايد « 1 » . استفهام ، در اين آيه ، براى انكار است .
9 -
وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً .
و چه چيز بر آنان بود اگر به خدا و روز واپسين ايمان مىآوردند و از روزى خدادادشان انفاق مىكردند ؟ و خداوند ، پيوسته به حالشان آگاه است « 2 » . استفهام ، در اين آيهء شريفه ، براى تعجّب آمده است .
10 -
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ .
چه كسى به خدا وام نيكو مىدهد تا خداوند ، پاداشش را چند برابر گرداند و به دو أجرى كرمآميز عطا فرمايد « 3 » . استفهام در اين آيهء شريفه ، براى تشويق و تعظيم است .
11 -
أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ أَهْدى ، أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ .
آيا آن كس كه ( در كفر و جهالت ) سرنگون به چهره درافتاده ، هدايت يافتهتر است يا آن كه در راه راست ايمان ، ره مىپيمايد « 4 » ؟ استفهام ، در اين آيهء كريمه ، براى تقرير و اقرار گرفتن است .
12 -
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى ، وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى .
اى پيامبر ، آيا خدا تو را يتيم نيافت ، پس پناهت داد و تو را گمشده يافت آنگاه هدايت كرد و تو را نيازمند يافت و بىنياز ساخت « 5 » . استفهام ، در اين آيات ، براى تقرير و اقرار گرفتن است .
13 - قال أبو نواس :
أنا فى ذمّة الخصيب مقيم * حيث لا تهتدى صروف الزمان
كيف أخشى علىّ غول الليالى * و مكانى من الخصيب مكانى
أبو نواس گفته است : من در سايهء پيمان و تعهد « خصيب » اقامت گزيدهام به گونهاى كه رخدادها و دگرگونيهاى زمانه ، به سوى من راه پيدا نمىكند .
چگونه بترسم بر خويش ، آشفتگى شبها را با اينكه موقعيّت من ، نسبت به « خصيب » موقعيت شايستهاى است . استفهام در اين شعر ، براى نفى است ، يعنى : من نمىترسم .
هامش
( 1 ) . اسراء / 40 .
( 2 ) . نساء / 39 .
( 3 ) . حديد / 11 .
( 4 ) . ملك / 22 .
( 5 ) . ضحى / 8 ، 7 ، 6 .