6 - بر اسمى كه پس از آن فعل باشد ، پس گفته نمىشود ، هل بشرا منّا واحدا نتبعه ؟ به خلاف همزه كه بر همه اينها داخل مىشود « 1 » .
و اعلم : انّ الهمزة و هل يسأل بهما عمّا بعدهما لانّهما حرفان ليس لهما معنى مستقلا .
الرابع : بقيّة أدوات الاستفهام موضوعة للتصوّر فقط فيسأل بها عن معناها و هى : ما ، من ، متى ، ايّان ، كيف ، أين ، أنّى ، كم و أىّ و لهذا يكون الجواب معها بتعيين المسئول عنه .
و بدانكه به وسيلهء همزه و هل از ما بعد اين دو سئوال مىشود چون اين دو ، حرف است و معنى مستقلّى ندارد . ( يعنى مقصود از پرسش ، چيزى است كه پس از اين دو ذكر مىشود ) .
[ چهارم : باقى ماندهء ادات استفهام ]
چهارم : باقى ماندهء ادات استفهام ( غير از همزه و هل ) تنها براى طلب تصور ، وضع شده است و از معناى آنها سئوال مىشود . اين ادات ، عبارت است از : ما ، متى ، أيّان ، كيف ، أين ، كم و أىّ . و چون از معناى اينها سئوال مىشود در جوابشان مسئولعنه ، مشخص مىگردد .
يعنى در حقيقت ، جواب ، مسئول عنه است .
توضيح : وقتى ما با « متى » سئوال مىكنيم در حقيقت ، از معنى « متى » مىپرسيم .
« متى » به معنى « كى » است . يا وقتى با « أين » سؤال مىكنيم از معناى آن ، يعنى « كجا » پرسش كردهايم به خلاف همزه و هل كه معنايى غير از « آيا » ندارد .
ما و من
ما موضوعة للاستفهام عن أفراد غير العقلاء و يطلب بها :
( الف ) ايضاح الاسم نحو : ما العسجد ؟ فيقال فى الجواب : إنّه ذهب
( ب ) أو يطلب بها بيان حقيقة المسمّى نحو : ما الشّمس ؟
فيجاب بأنّه كوكب نهارىّ
( ج ) أو يطلب بها بيان الصفة نحو : ما خليل ؟ و جوابه طويل أو قصير مثلا
هامش
( 1 ) . هل بر منفى داخل نمىشود چون « هل » به معنى « قد » است و « قد » بر منفى داخل نمىشود مثلا نمىگوييم :
« قد لا يقوم خليل » بنابراين « هل » ويژه نسبتهاى مثبت در جملههاى فعليه و اسميّه است . و بايد بدانى كه : داخل نشدن « هل » بر سر منفى با اينكه « هل » براى طلب تصديق است چه در ايجاب و چه در سلب ، منافات ندارد .
نكته ديگر اينكه : « هل » پيش از حرف عطف قرار نمىگيرد بل پس از آن مىآيد .