باب چهاردهم در شانه زدن سر و ريش و آدابش و در انواع شانهها
[ اخبار باب ]
1 - مكارم الاخلاق : از امام صادق ( ع ) كه فرمود : در حمام شانه نزن كه مو را سست كند .
و از امام صادق ( ع ) كه شانه زدن فقر را ببرد و درد را نابود كند .
و از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : شانه و با را ببرد و صابون سختى را .
و از امام صادق ( ع ) فرمود : كشيدن شانه به سينه اندوه را ببرد .
و از ابن سليمان كه از امام باقر ( ع ) از عاج ( استخوان فيل ) پرسيدم فرمود باكى ندارد و من هم از آن يك شانه دارم .
و از قاسم بن وليد كه از امام صادق ( ع ) از استخوان فيل پرسيدم كه جاروغنى يا شانه باشد فرمود ، باكى ندارد و از آن حضرت كه بد ميداشت روغن و عطر در روغندان نقره يا نقرهكوب باشد و يا شانه چنانى باشد .
و از محمد بن عيسى كه از امام باقر ( ع ) پرسيدم از ظرف طلا و نقره و آنها را بد شمرد ، گفتم : يكى از ياران ما روايت كرده كه ابى الحسن آينهاى داشت نقرهپوش ؟ فرمود نه به حمد الله همانا يك حلقه نقره داشت و فرمود : چون عباس ( برادر امام رضا ) ختنه شد يك ساز نقرهپوش برايش ساختند و آن حضرت فرمان داد آن را شكستند نقرهاش به اندازه ده درهم بود و از آن حضرت است كه باكى ندارد كسى در كاسه نقرهكوب بنوشد و دهان را از آنجا كه نقره است بر كنار دار .
و از امام صادق ( ع ) در كتاب نجات آمده كه چون كسى خواهد شانه زند آن را بدست راست گيرد و نشسته باشد و آن را به فرق سر نهد و بگويد : بار خدا مو و پوستم را زيبا كن و پاك كن و وباء را از من بگردان سپس پس سر را شانه كند و گويد : بار خدا مرا پس مبر و نيرنگ شيطان را از من بگردان و او را توان مده كه مرا واپس برد ، سپس شانه بالاى ابروان كشد و گويد بار خدا مرا بهدايت زيور كن ، سپس مو را از بالا شانه زند و شانه به سينه كشد و در هر دو حال گويد بار خدا از من بزدا غم و اندوه و هراس دل و وسوسه شيطان را ، و آنگاه به شانه زدن مو پردازد و از پائين آغازد و
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
بخواند .
جمال الأسبوع آن را بىسند آورده و بآخرش افزوده
وَ الْعادِياتِ
را هم بخواند .
2 - مكارم الاخلاق : تا سليمان بن يحيى كه روزى امام رضا ( ع ) جامه پوشيد تا نزد مامون رود و من هم در پاسبانانش بودم و شانه خواست و شانه زد و به من فرمود : از پدرانم تا