تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
نشانه سخاوت ، در گيسوها شجاعت و در پشت سر شوم است . 3 - خصال : در اربعمائه كه على ( ع ) فرمود : موى سپيد را نكنيد كه نور مسلمانست و هر كه مو در اسلام سپيد كند نور او باشد در قيامت . 4 - علل : تا امام ششم فرمود : مردم مو سپيد نمىكردند و ابراهيم ( ع ) بود كه تا سپيدى در ريش خود ديد گفت پروردگارا اين چيست ؟ فرمود : اين وقار است و او گفت : پروردگارا وقار مرا فزون كن . 5 - همان : تا امام ششم ( ع ) كه شنيد ابو طفيل باز ميگويد : كه على ( ع ) ميفرمود : مرد در پيرى پير مىمرد و مو سپيد نميكرد و كسى با تخمينى مىآمد كه در آن مردى بهمراه پسرش بود و پدر از پسر نمىشناخت و ميگفت پدر كدام است و در زمان ابراهيم بود كه گفت : بار خدا برايم نشانى نه كه شناخته شوم فرمود : پس موى سر و ريش او سپيد شد . 6 - مكارم الاخلاق ( همان شماره 2 را آورده و افزوده ) مضمون شماره 3 را از قول پيغمبر با اندك اختلافى و از قول امام باقر ( ع ) ابراهيم ( ع ) صبح كرد و در ريش خود يك موى سپيد ديد و گفت : سپاس خدا را كه مرا به اين سن رساند و خدا را چشم بهمزدنى نافرمانى نكردم ، و از امام صادق ( ع ) ( مضمون شماره 4 را آورده ) . و از پيغمبر ( ص ) كه موى سپيد نور است آن را نكنيد ، و از امام صادق ( ع ) از على ( ع ) كه آن موى سپيد را پيرى باكى ندارد و بد داشت كندنش را . و از كتاب محاسن از امام ششم ( ع ) كه ستردن موى فلفلى باكى ندارد و نه كندنش و بريدنش را دوستتر دارم از كندنش . 7 - مجالس شيخ : تا امام ششم ( ع ) ( ميفرمود ) چيزى را نديدم شتابانتر به چيزى از سپيدى مو بسوى مؤمن ، و راستش وقار مؤمن است در دنيا و نورى درخشان در روز قيامت بدان با وقار كرد خداى تعالى خليلش ابراهيم را كه گفت : پروردگارا اين چيست ؟ فرمودش اين وقار است و گفت : پروردگارا بوقارم بيفزا و فرمود : امام صادق ( ع ) كه از بزرگداشت خدا است بزرگداشت موى سپيد مؤمن .

باب يازدهم بازى با موى ريش و جويدنش و خاك و گل را پاليدن :

[ اخبار باب ]

1 - علل : تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : بسيار دست بريش منه كه رخسار را زشت كند . 2 - خصال : در سفارش پيغمبر ( ص ) بعلى ( ع ) است كه اى على سه تا از وسواسند ،