تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
خوب و بخشش آن بهمراهان ، و پرده‌پوشى بر آنان بس از جدائى ، و بر شوخى كردن در جز آنچه خدا عز و جل را بخشم آرد ، سپس فرمود : بدان كه جدم محمد را براستى فرستاده خدا عز و جل بنده را در خور مروتش روزى دهد زيرا كمك به اندازه خرج نازل شود ، و صبر در خور سختى بلاء باشد . از كتاب محاسن : نزد پيغمبر ( ص ) نام مردى برده شد و به خوبى ياد شد . گفتند يا رسول الله با ما به حج آمد و چون فرود مىآمديم پيوسته لا إله الا الله ميگفت تا بكوچيم و باز پيوسته ذكر خدا ميگفت تا فرود آئيم رسول خدا ( ص ) فرمود : چه كسى مركبش را علف ميداد و خوراكش را ميساخت ؟ گفتند : همه ما ، فرمود : همه شما از او بهتريد . و فرمود ( ع ) هر كه مؤمن مسافرى را كمك دهد خدا هفتاد و سه گره كارش را بگشايد و در دنيا از غم و هم پناهش دهد و گرفتارى بزرگ او را بر طرف سازد روزى كه همه مردم در خود فرو رفته‌اند . از يعقوب بن سالم كه به امام ششم ( ع ) گفتم : مرا پولى است كه تمثال دارند و محرم باشند آنها را در هميانم مينهم و بكمرم مىبندم ؟ فرمود : باكى ندارد آن هزينه تو است و پس از خدا عز و جل به آن اعتماد دارى . و از آن حضرت است كه چون سفر كنيد سفره برداريد و در آن خوراك خوب بنهيد . از نصر خادم كه امام كاظم ( ع ) بسفره‌اى نگاه كرد كه حلقه‌هاى زرد داشت فرمود : آنها را بكنيد و بجايشان حلقه آهنى نهيد كه حشرات بدان چه در آنست نيفتد و پليدش نكند . از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : توشه مسافر آواز و شعر است كه در آن ناهنجارى نباشد ( يعنى هجو و بدگوئى ) . 32 - نوادر راوندى : تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : چهارند كه عذرى ندارند : مردى كه وام دارد و در وطنش بدبخت است عذرى ندارد كه در روى زمين بگردد و بجويد آنچه وامش را بدهد ، و مرديكه روى زنش مردى را ديده عذرى ندارد جز اينكه طلاقش دهد تا ديگرى شريك فرزندش نباشد ، و كسى كه غلام بدى دارد و شكنجه‌اش مىكند عذرى ندارد جز كه او را بفروشد و يا آزاد كند ، و دو همسفر كه بهم لعن كنند عذرى ندارند جز اينكه جدا شوند . 33 - امالى طوسى : تا مفضل بن عمر كه نزد امام ششم رفتم و به من فرمود : همسفرت كه بود ؟ گفتم يكى از برادران ، فرمود : او چه كرد ؟ گفتم : از آنگاه كه بمدينه آمديم جايش را نميدانم ، به من فرمود : ندانى كسى كه چهل گام همراه مؤمنى باشد روز قيامت مسئول او باشد نزد خدا .