30 - همان : تا رقى كه گفت : با امام ششم به ينبع ( بندرى در ساحل درياى سرخ بيرون شدم و آن حضرت موزه سرخ بپاداشت گويد : گفتم قربانت اين چه موزهايست كه در پاى شما بينم ؟ فرمود آن را براى سفر گرفتهام كه در گل و باران پايندهتر است ، گفتم من هم از آن بگيرم ؟ فرمود : بگيرم بپوشم ؟ فرمود : براى سفر چرا و اما بهترين موزه سياه است .
31 - مكارم الاخلاق : از امام صادق كه فرمود : مروت نيست كه بازگويد كسى هر چه از خوب و بد در سفر ديده از عمار بن مروان كه امام صادق ( ع ) به من سفارش كرد بتقوى ، و پرداخت امانت ، و راستگوئى و خوشرفتارى با همسفر و لا قوة الا بالله .
و از امام پنجم ( ع ) كه فرمود : چون با كسى آميزش كنى اگر توانى دستت بالاى دست او باشد .
از پيغمبر ( ص ) كه فرمود : اول رفيق و آنگاه سفر .
و امام صادق ( ع ) كه فرمود : حق همسفر اينكه چون بيمار شود برادران همسفرش تا سه روز با او بمانند .
و پيغمبر ( ص ) بسفرى روانه بود و فرمود : هر كه بدخو و بدهمسايه است يار ما نشود .
از حلبى ( مضمون شماره 12 را آورده ) .
و امام صادق ( ع ) فرمود : آقا آنكه خدمت كند بهمسفرانش .
و روايت است از پيغمبر ( ص ) كه در سفرى بيارانش فرمود : گوسفندى كشتند ، يكى گفت سر بريدنش با من و ديگرى گفت : پوست كندنش با من و ديگرى كه تيكه كردنش با من و ديگر پختنش با من و رسول خدا ( ص ) فرمود : من هم هيزمش را فراهم كنم ، گفتند : يا رسول الله بپدران و مادرانمان قسم كه خود را برنج نيفكن ، ما تو را بس باشيم ، فرمود ميدانم ولى خدا عز و جل بد دارد بندهاى كه از ميان يارانش تك باشد و برخاست براشان هيزم فراهم كرد .
و لقمان به پسرش گفت : ( مضمون شماره 26 را آورده ) .
مردم در حضور امام صادق در باره مردانگى گفتگو كردند آن حضرت فرمود : پنداريد مردانگى بفسق و هرزگى است ؟ همانا مردانگى و مروت خوراكى است نهاده براى مهمان ، و بخششى است آماده ، و ترويج كار خير است ، و جلوگيرى از آزار ، و اما آنچه گويند رندى و فسق است ، سپس فرمود : مروت چيست ؟ مردم گفتند : ندانيم ، فرمود : به خدا مروت اينست كه كسى خوان در آستانه خانهاش گسترد ، و دو مروت باشد يكى در سفر و ديگرى در حضر اما در حضر خواندن قرآنست و چسبيدن بمساجد ، و همكارى با برادران در انجام نيازها و خوش پوشى خدمتكار كه دوست را شاد كند و دشمن را سركوب نمايد ، و اما در سفر فراوانى توشه
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٤