تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
2 - كم گرفتن خير خود و بيش گرفتن شر خود را يكى دانست چون با هم باشند ، و همچنين كم گرفتن بدى ديگران و بيش شمردن خير آنان را . 3 - خيرش را خواهند و از شرش آسوده باشند يكى شمرد چون غالبا ملازم هم باشند ، و اكتفاء به قوت را دنباله فقره پيش دانست نه خصلت جدائى . 4 - از قول او « خوارى » تا واژه « قوت » يك خصلت باشد چون همه باهمند ، و هر كدام از اين وجوه را راهى باشد و گرچه هيچ كدام بىتكلف نباشند . 22 - ( مجالس مفيد ص 219 ) و امالى شيخ طوسى ( ج 1 ص 235 ) بسندشان از مفضل كه شنيدم امام صادق عليه السّلام ميفرمود : ايمان بنده كامل نباشد تا در او چهار خصلت باشد : خوش خلق باشد ، خود را كم گيرد ، پر نگويد و سخن زائدش نگهدارد و ما زاد مالش را انفاق راه خير كند . در محاسن : بسندش مانندش آمده ( ص 8 ) . 23 - امالى طوسى ( ج 2 ص 78 ) بسندش تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه مىفرمود : مؤمن ساده و ارجمند است و تبهكار زيرك و پست ، بهتر مؤمن آنكه وسيله الفت مؤمنان باشد و خير ندارد كسى كه الفت نگيرد و الفت ندهد . گفت ( راوى ) : و شنيدم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىفرمود : بدتر مردم آنان كه دشمن دارند مؤمنان را و كينهء آنان را در دل دارند ، پر دونده در سخن چينى ، جدا افكن ميان دوستان ، عيب‌جو براى پاكان ، آنانند كه ننگرد خدا به آنها روز رستاخيز ، و پاكيزه نكند آنها را وانگه اين آيه را خواند : او است كه كمك كرد تو را به يارى خود و بمؤمنان ( 62 - الانفال ) و مهربان كرد دلهاشان را با هم . بيان : مألفه مجلس انس و همدمى كه بواسطه او با هم مهربان و همدم شوند . خدا بدانها ننگرد كنايه از بىلطفى است يا اينكه خدا نظر رحمت به آنها ندارد و آنها را پاكيزه نكند ، نستايد و كردارشان را نپذيرد ، يا اينكه كردارشان را پيشرفت ندهد و گواه آوردن آيه براى دلالت آنست بر خوبى مهربان كردن دل مؤمنان با هم كه لازمه آن زشتى جدا افكنى ميان آنها است .