يكى گذشت كن ( و يكى كينستان ) و بقولى آنها را بدليرى ستوده پس از ستودن به فضائل مهم و آن منافات ندارد با ستودن آنها بگذشت زيرا گذشت دليل ناتوانى كسى است كه از او گذشت شده ، و كين خواهى اشعار دارد بايستادگى در برابر دشمن و بردبارى برابر درمانده پسند است و برابر زورگو ناپسند زيرا او را گستاخ كند و بستم وادارد هر كه بگذرد سازش كند با مخالف مزدش با خدا است وعدهايست مبهم كه دليل بزرگى موعود است .
در مجمع البيان ( ج 9 ص 34 ) از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آورده كه روز رستاخيز جارچى جار كشد هر كه مزدش با خدا است ببهشت رود ، گويند كيست كه مزدش با خدا است پاسخ دهند گذشتكنندههاى از مردم بىحساب به بهشت روند .
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ
( 29 - الفتح ) بيان مورد گواهى است كه فرموده خدا براى گواه بس است يا آغاز سخن است مىبينى آنها در ركوع و سجودند زيرا در كار نمازند بيشتر اوقات و ثواب و رضوان خدا را جويند ، سيماى چهرهشان كه نشانهايست بر پيشانى آنها از بسيارى نماز خواندن . و از امام صادق عليه السّلام كه آن اثر بيخوابى براى نماز خواندنست .
اين نمونه آنها است در تورات كه ستايش شگفت آور نامبرده در آنست و خدا گزارش آن را در تورات داده و در انجيل است كه نمونهشان چون زرعى است كه نهال برآورده و نيرو داده شده و كلفت شده و بر ساقش استوار گرديده كه پسند زراعتكارانست از پرى و نيرو و كلفتى و خوش نمائى .
بقولى اين مثل صحابه پيغمبر است كه در آغاز اسلام كم بودند وانگه بسيار شدند و استوار و كارشان پيشرفت كه مردم در شگفت شدند تا كفار بخشم آيد از آنها .
در مجالس صدوق است كه در باره على عليه السّلام فرو شده و آنان كه در رستاخيز زير پرچم اويند كه جار زنند راستى پروردگار شما ميفرمايد براى شما نزد من آمرزش و مزد بزرگى است كه بهشت است .