دو گونه خطر احساس مىشود 1 - خطر قلبى 2 - خطر ذكر زبانى ، و آنگاه كه مذكورشان بر آنها هجوم آورد متعرض اين مثل مىشوند كه اذا ذكرت الحبيب فهيئ الزبيب ياد حبيب مستلزم كشمش و زبيب است يعنى اين آمادگى و اينگونه پذيرائى در هنگامى است كه روح حبيب به ديدار تو بيايد و يا تو او را با لباس روحانيت ديدار نمائى و اينگونه زيارت ، زيارت فردى است .
آرى اين مختصر مربوط به ديدار عامه مردم بود و نحوهء زيارت خاصه به اين كيفيت است كه وى در دل خود احساس مىكند كه به زيارت دوست و حبيبش پرداخته و يا حبيبش به ديدار او آمده و چنين و چنان ماجرائى فىمابين آنها اتفاق افتاده است و يا سنگينى در خود احساس مىنمايد كه بر اثر آن اطمينان حاصل مىكند دوستش به ياد او افتاده است سپس اين سنگينى رو به تزايد مىگذارد تا ابر سفيد رنگى را در برابر خود مشاهده مىكند كه افتانوخيزان در برابر او در حركت است و نورى را در برابر خويش مىبيند كه حركت مىكند و به نور افشانى مىپردازد تا به حدى كه او را از كردار خويش به شگفت مىآورد و كسى را ماند كه چيز بر خلاف انتظارى را مىبيند و يا صداى بىسابقه را استماع مىكند و در نتيجه ديدگان او به حركت در آمده و به چيزى نگران مىشود و بدون آنكه پلكهاى چشمان او جابجا شود محلى را مورد مشاهده خود قرار مىدهد و در اين حال از همه چيز و حتى از خود هم خاطر مىنمايد و اين رفتار
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٢٢٦