مهم و خطرناك را خنثى كرده و زمينهء آن را از بين خواهند برد . « 1 »
( 1 ) وانگهى ما شيعيان ، عقيده داريم كه وضع داخلى و خارجى امامان راستين شيعه و خط دقيق حركتهاى مهم اجتماعى و سياسى آنان ، همواره با الهام و دستور مستقيم خداوند تعيين مىشود .
بنا بر اين ، هيچ بعيد به نظر نمىرسد كه خداوند مىدانست اگر امامان پيشين ، ظاهر شوند از كشته شدن در امان خواهند بود ، بر
هامش
( 1 ) در بارهء شدت فشار و اختناقى كه در اين زمان از « طرف خلفاى عباسى » نسبت به شيعيان و خويشان « امام حسن ( عليه السّلام ) » اعمال مىگرديد ، وقايع عجيبى در تاريخ نقل كردهاند . از جمله « كلينى » در كتاب « كافى » نقل كرده است كه « عبد اللَّه بن سليمان » وزير خليفه ، تصميم گرفت كه همهء وكلا و نمايندگان « حسن بن على » و فرزندش « مهدى » را دستگير كند .
خليفه گفت : راه اين كار بدين گونه مىباشد كه افراد ناشناسى را مأمور كنيد تا به عنوان اينكه مىخواهند وجوه اموال شرعى خود را به امام خود برسانند ، به افراد مظنون نزديك شوند . و افرادى كه آنها را دريافت كنند ، فورا دستگير نمايند .
از طرف ديگر « امام » به عموم وكلا و نمايندگان خود دستور داد كه تا اجازهء بعدى از هيچ فردى « وجوه شرعيه » دريافت نكنند و خود را در رابطهء با ما معرفى ننمايند . و نمايندگان نيز از هيچ فردى وجوه شرعيه نمىپذيرفتند .
و نيز در « كافى در حالات مهدى » نقل مىكند كه از طرف « مهدى ( عليه السّلام ) » به تمام شيعيان دستورى صادر شد كه از اين پس ، به زيارت كربلا و قبرستان « قريش » ، ( قبرستان قريش جايى بود كه اكثر شيعيان در آنجا دفن مىشدند ) نروند . و بلافاصله فرمانى از طرف خليفه صادر شد : هر فردى كه به زيارت اين دو مكان برود ، فورا دستگيرش كنند .
« عثمان بن سعيد » كه يكى از نمايندگان مخصوص « مهدى » است ؛ به « عبد اللَّه بن جعفر حميرى » گفت : خانوادهء آن حضرت در سختى به سر مىبرند و هيچ فردى جرأت نمىكند كه به آنان كمكى كند و يا به آنان اظهار دوستى نمايد ( بحار ، ج 22 ، ص 94 ، چاپ كمپانى ) .