اموال او را به اختيار درآورند و او هنگامى وجود فرزندش را آشكار مىكند كه اطمينان پيدا كند كسى نمىتواند به او گزندى برساند . گاهى ممكن است كه انسان زن گرفتن و يا داراى فرزندشدنش را پنهان نگه دارد ، تا با زنى كه با مرد صاحب فرزند ازدواج نمىكند ، ازدواج كند و ما اين مطلب را در ميان مردم به چشم خود ديدهايم .
( 1 ) در جهان سياست اين مطلب مشهور است كه بعضى از پادشاهان ، به خاطر ملاحظهء مصالح مملكتى ، فرزند خود را از مردم مخفى نگه داشتهاند ؛ مثلا گاهى مردم كشورى عقيده داشتهاند ، كسى كه از نسل پادشاه كشور نباشد ، حق جانشينى او را ندارد و پادشاه نيز ، ولادت فرزندش را پنهان كرده تا بداند كه آيا ارتش و رعيت از اطاعتش خارج خواهند شد يا نه و همواره اين كار را ادامه داده تا پس از مدتى كه امور مملكت استقرار يافته ، فردى لايق و مورد نظر را به جانشينى خود نصب كرده و پس از جا افتادن اين عمل « فرزندش » را ظاهر ساخته است .
گاهى پادشاهى به خاطر ملاحظهء پارهاى از مصالح ، خود را مخفى كرده و يا شايعهء مرگ خود را در بين مردم كشورش پخش كرده تا بداند آيا مرگ وى در ميان رعيت از نظر امنيت و يا امور ديگرى تأثير مىكند يا نه و حتى امثال اين امور در بين مسلمين نيز زياد اتفاق افتاده است . ما فرزندان زيادى را سراغ داريم كه مدتها بعد از مرگ پدر ، انتساب وى به پدرش ثابت شده و در اين مدت هيچ فردى او را نمىشناخته و تنها به وسيلهء دو شاهد مسلمان ، اين مطلب به اثبات رسيده است ، اين كار به اين جهت بوده است كه پدر وصيت كرده كه
الفصول العشرة في الغيبة ( ده انتقاد و پاسخ پيرامون غيبت امام مهدى عج ) ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٨