روايت فوق نشان دهندهء تقيّد على بن عبد اللّه بن عبّاس در سجده بر سنگ است ، علاوه اينكه با سجده نمودن بر سنگ مروه در حال نماز ، تبرّك مىجسته است . ( در مباحث آينده به اين موضوع خواهيم پرداخت ) .
7 - روايت شده است كه ابراهيم بر حصير نماز خوانده و بر زمين سجده مىكرد « 1 » .
8 - روايت شده است كه هرگاه عبد اللّه بن عمر سجده مىكرد ، دستهاى خود را روى همان چيزى مىگذاشت كه صورت خود را بر آن گذارده بود . نافع مىگويد : در يك روز بسيار سرد او را مشاهده كردم كه دستهاى خود را از زير برنس « 2 » خويش خارج مىكند تا آنها را بر روى حصباء بگذارد « 3 » .
9 - از عمر چنين نقل شده است : هرگاه يكى از شما در گرما نماز مىخواند ، پس بر گوشهء لباس خويش سجده كند « 4 » .
10 - روايت شده است كه عمر گفته است : در صورت عدم توانايى يكى از شما از سجدهء بر زمين در گرما و سرما بر گوشهء لباس خود سجده كند « 5 » .
هامش
كنيهء خود ملقّب نمودم . وى پدر پادشاهان بود . ( در اين باره به تهذيب ابن حجر و عقد الفريد ، ج 5 ، ص 103 ، 104 و 105 . و شرح ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 146 و 150 مراجعه شود )
( 1 ) - تحفة الأحوذى ، ج 1 ، ص 273 . و سيرتنا ، ص 128 : « انّه كان يصلّى على الحصير و يسجد على الأرض »
( 2 ) - « برنس » لباسى بوده كه كلاهى به آن متّصل بوده است ( ر . ك : المنجد و اقرب الموارد )
( 3 ) - السنن الكبرى ، بيهقى ، ج 1 ، ص 107 . الموطأ ، مالك ، ج 1 ، ص 177 : « كان إذا سجد وضع كفّيه على الّذي يضع عليه وجهه . قال نافع : و لقد رأيته فى يوم شديد البرد و إنّه ليخرج كفّيه من تحت برنس له ، حتّى يضعهما على الحصباء » .
( 4 ) - كنز العمال ، ج 8 ، ص 83 : « إذا وجد أحدكم الحرّ فليسجد على طرف ثوبه » .
( 5 ) - همان مدرك : « إذا لم يستطع أحدكم من الحرّ و البرد فليسجد على ثوبه » .