در بداية المجتهد « 1 » مىنويسد : « مسلمانان در اين جهت اختلاف كردهاند كه آيا مخفى بودن دستهاى سجدهكننده زير لباس و گذاردن دستها بر روى همان چيزى كه صورت بر آن گذاشته مىشود ، شرط است يا شرط نيست . . . » .
سپس مىافزايد : « و از همين باب است اختلاف در زمينهء سجده بر طاقههاى عمامه به اينكه آيا شرط است كه سجده بر طاقهء عمامه نباشد يا شرط نيست و در اينجا مردم به سه گروه تقسيم شدهاند :
دستهاى سجده بر طاقههاى عمامه را اصلا جايز نمىدانند . دستهاى ديگر ، آن را جايز دانسته و دستهء سوم بين طاقهء كم و طاقهء زياد ، تفصيل قائل است و در صورت اوّل ، سجده بر آن را جايز و در صورت دوم ممنوع مىدانند » .
بعضى نيز قائل شدهاند كه چنانچه قدرى از پيشانى هنگام سجده بر طاقهء عمامه به زمين برسد سجده ، صحيح و جايز است و در غير اين صورت جايز نيست و اين اختلاف در مذاهب گوناگون و نزد فقهاى دورههاى مختلف ، ديده مىشود .
به هر حال ، شيعهء دوازده امامى به پيروى از امامان معصوم عليهم السّلام خود ، تنها سجده بر زمين را مانند : خاك ، رمل ، سنگ و سنگريزه يا آنچه از زمين روييده و پوشيدنى و خوردنى نيست ، جايز دانسته و براى اثبات ادّعاى خود ، علاوه بر تمسّك به سيرهء پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و صحابه ، به احاديث منقول از امامان اهل بيت عليهم السّلام كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردهاند و همچنين به آنچه راويان حديث با واسطهء صحابه - رضى اللّه عنهم - از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نمودهاند ، احتجاج مىنمايد .
هامش
( 1 ) - بداية المجتهد ، ص 142 .