كسى كه كوبيدن در را ادامه دهد و لجاجت و سرسختى كند در را باز كند ( و داخل شود ) . « 1 »
1099 / 13 -
ما أدرك المجد من فاته الجدّ .
6 / 65 مجد و عظمت را در نيابد كسى كه تلاش و كوشش را از دست داده است .
باب الجدل ( ستيزه جويى )
1100 / 1 -
الجدل فى الدّين يفسد اليقين .
1 / 308 ستيزه جويى در دين ، يقين را تباه سازد .
باب التجربة ( آزمون ، آزمايش )
1101 / 1 -
الأمور بالتّجربة . 1 / 18 كارها به تجربه و آزمايش است ( و با آن سامان پذيرد ) .
1102 / 2 -
الظّفر بالحزم ، و الحزم بالتّجارب . 1 / 21 پيروزى به دور انديشى است ، و دور انديشى به استفاده از تجربههاست .
1103 / 3 -
الأمور أشباه . 1 / 42 كارها ( و وقايع روزگار ) شبيه يكديگرند . « 2 »
1104 / 4 -
التّجارب لا تنقضى . 1 / 99 تجربهها پايان نپذيرد ( و پيوسته انسان بايد در حال تجربه آموزى باشد ) .
1105 / 5 -
الأيّام تفيد التّجارب . 1 / 101 روزها ( و روزگارها ) تجربهها را سود دهد ( و هر حادثهاى بر تجربه آدمى بيفزايد ) .
1106 / 6 -
الحزم حفظ التّجربة . 1 / 238 دور انديشى در نگهدارى و ياد داشت تجربه است .
1107 / 7 -
التّجارب علم مستفاد . 1 / 260
هامش
( 1 ) - نظير اين گفتار از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نيز نقل شده و ملاى رومى آن را به نظم در آورده كه گويد :سايهء حق بر سر بنده بود * عاقبت جوينده يابنده بود
گفت پيغمبر كه گر كوبى درى * عاقبت آيد برون زان در سرى
چون نشينى بر سر كوى كسى * عاقبت بينى تو هم روى كسى
چون ز چاهى مىكنى هر روز خاك * عاقبت اندر رسى در آب پاك( 2 ) يعنى براى رسيدن به مقصود و موفقيت در كارها بايد از تجربهء گذشتگان بهره گرفت .