خواهى شد . « 1 »
758 / 3 -
من مأمنه يؤتى الحذر . 6 / 12 شخص حذر كننده از همان مكان امن خود ، به او آسيب رسد . « 2 »
759 / 4 -
من آمن خائفا من مخوفة ، آمنه اللَّه سبحانه من عقابه . 5 / 388 كسى كه ايمن گرداند ترسناكى را از آنچه مىترسد ، خداى سبحان او را از عقاب خود در امان دارد .
760 / 5 -
رفاهيّة العيش فى الأمن . 4 / 100 خوشى و فراخى زندگى در امنيّت است .
761 / 6 -
ربّما أتيت من مأمنك . 4 / 83 چه بسا كه از همان مكان امن به سراغت آيند ( و آسيبت رسانند ) .
762 / 7 -
ربّ أمن انقلب خوفا . 4 / 59 چه بسا امنيّتى كه به ترس باز گردد .
763 / 8 -
ربّ آمن وجل . 4 / 55 چه بسيار شخصى كه در امان است ولى ترسان و بيمناك است .
764 / 9 -
الأمن اغترار . 1 / 50 ايمنى موجب فريب خوردن است .
باب الإيمان
765 / 1 -
الإيمان شهاب لا يخبوا . 1 / 235 ايمان آتشى است افروخته ( و چراغى است فروزنده ) كه خاموش نشود .
766 / 2 -
النّجاة مع الإيمان . 1 / 224 نجات و رستگارى قرين و همراه ايمان است .
767 / 3 -
الإيمان أعلى غاية . 1 / 213 ايمان برترين هدفهاست .
768 / 4 -
الإيمان شفيع منجح . 1 / 148
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) گويد : يعنى به امنيّت زمان مغرور نبايد شد و فريب آن نتوان خورد ، بسيار مىشود كه آدمى از مأمن خود گرفته مىشود ، و ممكن است كه مراد اين باشد كه به امنيّتى كه در دنيا داشته باشى مغرور مشو و به سبب آن غافل از مخاوف مگرد زيرا تو به ناگاه گرفته خواهى شد .
( 2 ) « حذر » بر وزن كتف ، به كسى گويند كه بسيار خود را بپايد و مراقب خود باشد كه كسى يا چيزى به او زيانى نرساند و به همين جهت در صدد بر آيد تا هر چه بهتر جاى امنى را براى خود تهيه كند . امام ( ع ) در اين سخن گهربار فرمايد : چنين شخصى از همان جاى آمن كه تهيه كرده آسيب بيند ، چون كار ، دست ديگرى است و بايد به او پناه برد ، و آن خداى بزرگ است كه نگهبان بندگان است .