اين است كه : طلب انشائى با اراده انشائيّه متحد است ، و طلب حقيقى با ارادهء حقيقيه ، نه اينكه طلب انشائى با ارادهء حقيقى متحد باشند ، چرا كه تغاير اين دو و باهم ، بديهى است .
به عبارت ديگر :
1 - قاطبهء علماء اماميّه به استثناى شيخ محمد تقى اصفهانى و معتزله معتقدند كه طلب و اراده دو لفظى هستند كه موضوع له آنها متحد است .
2 - اشاعره و برخى از اماميه يعنى شيخ محمّد تقى اصفهانى تطوّر كردهاند كه لفظ ( طلب ) به ازاى يك معنا و كلمهء ( اراده ) براى معنائى ديگر وضع شده است .
* مقدمة انحاء وجود و مراتب طلب و اراده را مختصرا بيان كنيد ؟
طلب و اراده :
1 - گاهى مصداق ذهنى داشته و موجود به وجود ذهنى است .
2 - گاهى مصداق حقيقى و خارجى داشته كه همان صفت نفسانيّه و قائم به نفس است .
3 - گاهى مصداق لفظى داشته ، يعنى به زبان آمده تلفّظ مىشوند .
4 - گاهى مصداق كتبى داشته ، يعنى بوسيلهء قلم نوشته مىشود .
5 - گاهى صرف مفهوم يعنى : خواستن است .
6 - گاهى ماهيتى است كه در جواب ما هو واقع مىشود .
7 - گاهى مصداق انشائى دارد ، يعنى طلب انشائى و ارادهء انشائيّه .
نكته : به غير از وجود كتبى و لفظى ، كه از وجودات اعتبارىاند ، طلب و اراده در همه مراتب مذكور ، متحدند .
* با توجّه به مقدمهء مذكور مراد از لا انّ الطلب الانشائى الذى هو المنصرف اليه . . . ) چيست ؟
اين است كه : مراد ما اين نيست كه هر مرتبهاى از طلب با هر مرتبهاى از اراده اتحاد دارند .
فى المثل : ارادهء حقيقى كه منصرف اليه كلمهء اراده است با طلب انشائى كه منصرف اليه كلمهء طلب است ، متفاوت است و اين مطلب اظهر من الشمس است .
به عبارت ديگر : حتى اگر تنها طلب را لحاظ كنيم هريك از مراتبش با مراتب ديگر يكى نمىباشد .
امّا : مراد ما اين است كه : طلب و اراده با حفظ وحدت رتبه يكى هستند .
يعنى : اگر در هر دو نظر به مرتبهء انشاء داشته باشيم يكى هستند ، فى المثل :
1 - ارادهء مفهومى با طلب مفهومى يكى بوده ، اتحاد دارند .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٦٢