اين شقاوت علّت تامّه براى ارادهء سوء نيست ، بلكه مقتضى كفر است ، لكن انسان قادر است كه بر سر راه مقتضى مانع يا موانعى ايجاد كرده با تدبير در جوانب امر ، جلوى اقتضاى شقاوت را گرفته ، بشود مطيع .
پس : بنا بر قول مشهور از محققين علما ، خدا وجودى نداده است كه شقاوت محض باشد ، بلكه هركسى كه خلق مىشود ، هم داراى جنبهء شقاوت است و هم داراى جنبهء سعادت ، و لذا زمينهء هر دو جنبه در انسان وجود دارد . يكى به رشد جنبهء شقاوت مىپردازد و در نتيجه عاصى و بدبخت مىشود ، يكى هم به رشد جنبهء سعادت پرداخته ، و در نتيجه مطيع و منقاد و سعادتمند مىشود .
پس : اينكه گفته مىشود كه الشّقىّ شقىّ فى بطن امّه و السعيد فى بطن امّه ، مراد اينست كه :
نطفهء سوداء و نقطهء بيضاء در هركسى وجود دارد .
نكته : اگر به شرح اسفار امام خمينى ( ره ) مراجعه كنيد مطلب بهتر و جامعتر بيان شده است .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٠٨