- يك وقت هم ارادهء تكوينيه شر برنده شود و در نتيجه شخص عاصى و كافر گردد .
پس كافر با ارادهء تكوينيّه كافر شود و مؤمن را با ارادهء تكوينيّه مؤمن گردد ، و در نتيجه كفر و ايمان اجبارى است ، وقتى هم كه كفر اجبارى شود ، عقاب قبيح است چه پاسخ مىدهيد ؟
پاسخ مىدهيم كه خداى تعالى كفر اين يكى و ايمان آن يكى را اراده نكرده است بلكه كفر و يا ايمان هركس عن اختيار است .
به عبارت ديگر : خدا كفر افراد را اراده نفرموده است ، بلكه اراده كرده است كه اگر كسى بخواهد كافر شود عن اختيار باشد و چنانچه كسى بخواهد مؤمن شود عن اختيار باشد .
پس : كفر كافر مستند مىشود به اختيار خودش كه در نتيجه جبرى در كار نخواهد بود تا عقاب او قبيح باشد .
* جناب آخوند فرموديد كه كفر كافر مستند به سوء الإرادة است ، حال بفرماييد سوء الإرادة مستند به چيست و به تعبير ديگر ارادهء كفر از كجا پيدا مىشود ؟
آيا سوء الإرادة مستند به ارادهء تكوينى خداوند است و به تعبير ديگر آيا ارادهء تكوينيّه خدا تعلّق گرفته است به اينكه فرد عاصى سوء الإرادة داشته باشد ؟ اگر چنين باشد كه باز همان جبر لازم مىآيد و عقاب كافر قبيح است .
پاسخ ما اينست كه : چنان كه قبلا هم گفته شد ، كفر كافر مستند به ارادهء خدا نيست . بلكه مستند به شقاوت خود شخص است ، يعنى كه شقاوت وجودى شخص منجر به ارادهء سوء و در نتيجه تن دادن به كفر و عصيان شده است .
* آيا اين بدان معناست كه خداى تعالى برخى افراد را شقى و برخى ديگر را سعيد قرار داده است ؟ اگر چنين باشد كه باز هم جبر است ؟
خير ، خداى تعالى شقى را شقى و سعيد را سعيد قرار نداده است ، بلكه آنها را ايجاد كرده است ، و لذا شقاوت و يا سعادت ، ذاتى هركسى و ذاتى لم ندارد و يا به تعبير ديگر : الذاتىّ لا يعلّل .
* الذاتىّ لا يعلّل يعنى چه ؟
يعنى كه ذاتيات جعلى نيستند ، بلكه انجعالىاند و لذا قبيحى بر خدا لازم نمىآيد .
* جناب آخوند اگر اشكال شود كه كافر كافر شده است به ارادهء خودش و ارادهء او نيز ناشى شده است از شقاوتش ، شقاوت هم كه ذاتى است و الذاتىّ هم كه لا يعلل ، از طرفى هم وجود او فيض الهى است ، بفرماييد اين تكليف و در نتيجه عقاب براى چيست ؟
پاسخ ما اينست كه : كفر مستند به اراده ، اراده مستند به شقاوت ، شقاوت هم ذاتى است ، لكن
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٠٧