مثل اينگونه معانى در حقّ خداى تعالى مستحيل است چون لازمهء آنها عجز يا جهل است كه حضرتش از هر دو منزّه است . آنچه از اسناد اين معانى در حقّ حضرتش مستحيل است معناى حقيقى اين امور ( يعنى تمنّى ، ترجّى و استفهام ) است و نه ( معناى ) انشائى ايقاعى كه به صرف قصد حصولش ، با صيغه وجود پيدا مىكند ، چنان كه قبلا دانسته شد .
پس اين صيغ در كلام خداى تعالى نيز در معانى انشائيّه ايقاعيّه استعمال شدهاند و لكن نه به منظور ثبوت حقيقى اين معانى در ذات اقدسش . بلكه به جهت امر ديگرى به حسب آنچه را كه حال و مقام اقتضاء كند از قبيل اظهار محبّت يا انكار و يا تقرير و تثبيت و غير اين امور از معانى ديگر . و از اين تقرير آشكار مىشود كه آنچه از معانى متعدّد و كثيرى كه براى صيغهء استفهام ذكر نمودهاند شايسته نيست .
پس : اين معانى از معانى صيغهء امر نبوده بلكه از قبيل دواعى بر انشاءاند .
* * *
تشريح المسائل
* مقدمة جهت يادآورى بفرمائيد فصل اوّل پيرامون چه امرى بود ؟
پيرامون مادهء امر ( يعنى ا ، م ، ر ) بود ، در ضمن هر هيئتى كه باشد : مثل مصدر ( امر ) فعل ماضى ( امر ) ، مضارع ( يأمر ) ، اسم فاعل ( آمر ) و . . . و در رابطهء با اين مسئله در چهار جهت بحث شد .
* فصل دوّم از فصول باب اوامر در رابطهء با چه امرى است ؟
در رابطهء با هيئت امر و صيغهء افعل و فعل امر است از هر مادّهاى كه باشد مثل :
أَقِمِ الصَّلاةَ . . . *
آتُوا الزَّكاةَ *
،
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
.
* در اين فصل كه مربوط به صيغهء امر است چه مباحثى عنوان شده است ؟
1 - معانى صيغهء امر 2 - بيان معناى حقيقى صيغهء امر 3 - بيان معناى ظاهرى جملههاى خبريّه 4 - ظهور صيغهء امر 5 - اقتضاى اطلاق صيغهء امر 6 - اختلاف در صيغهء امر عقيب خطر 7 - عدم دلالت صيغه امر بر مرّه و تكرار 8 - عدم دلالت صيغهء امر بر فور و تراخى
* مبحث اوّل از مباحث مذكور راجع به چه امرى است ؟
راجع به معنا و موارد استعمال فعل امر است .
* آيا هيئت افعل داراى معناى واحدى است يا اينكه داراى معانى متعدّد است ؟