ديگرى است ؟
- به نظر اينجانب ( امر ) حقيقت است در طلب از عالى ، و لذا علوّ طالب در آن شرط است و لكن استعلاء بدين معنا كه طالب خودش را به بزرگى زده و تظاهر به بزرگى كند شرط امر نيست ، در نتيجه طلبهاى خداوند اعم از وجوبى و ندبى ، به دليل علوّ ذاتى و امر ناميده مىشود . البته :
1 - برخى گفتهاند كه طلب چه از جانب عالى باشد و چه از جانب مستعلى ، امر ناميده مىشود .
به عبارت ديگر مىگويند : طلب چه از جانب عالى باشد و چه از جانب غير عالى كه همان مستعلى است ، اطلاق لفظ امر برآن صدق مىكند .
2 - برخى هم راه تفريط را رفته ، گفتهاند : به محض ورود طلب ، امر صدق مىكند و لو اينكه علوّى در كار باشد و نه استعلائى .
* جناب آخوند دليل شما بر مدّعايتان چيست ؟
1 - يكى تبادر است . بدين معنا كه وقتى فرد مأمور امر را مىشنود امر ملوكانه و صاحب مقام به ذهنش خطور مىكند .
2 - يكى هم صحّت سلب است ، يعنى كه مىتوان گفت : طلبهايى كه از غير عالى صادر مىشود ليس بامر .
* جناب آخوند اين لفظ امر كه دلالت بر طلب عالى دارد ، اين طلب يكى طلب وجوبى است و يا مطلق طلب يعنى قدر مشترك ميان وجوب و ندب است و يا اينكه مشترك لفظى است كه يك معناى آن وجوب و معناى ديگرش ندب است ؟
- همانطور كه متبادر از امر ، الطلب من العالى بود ، همينطور هم متبادر از آن الطلب الوجوبى است . و آيات و رواياتى در تأييد اين بيان خود آوردهايم كه مىتوانيد به متن و شرح مراجعه كنيد .
البته : كسانى هم هستند كه معتقدند ( امر ) به معناى مطلق طلب است .
* ادلهء آنها چيست ؟
- اوّلين دليلشان تقسيمپذيرى امر است ، چرا كه گفته مىشود الامر ، امّا وجوبىّ و امّا ندبىّ و اين تقسيمپذيرى قرينهاى است بر اينكه امر به معناى مطلق طلب است و گرنه نبايد چنين تقسيمى را مىپذيرفت .
- و اما دومين دليل حضرات بر اين مدّعى كه امر به معناى مطلق طلب است اينست كه : امر ، گاهى در وجوب استعمال مىشود و گاهى در ندب و لذا اين ( امر ) :
1 - يا بايد لفظ مشترك باشد ، بدين معنا كه داراى دو معنا باشد ، يعنى يك بار براى وجوب
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص١٠٠