تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
هزار درهم به تو بدهكار بود ؟ گفتم : آرى پس جانمازى كه زير پايش بود بلند كرد و ديدم دينارهائى زير آن است و آنها را كه برابر با چهار هزار درهم بود به من داد . 6 - و از معلى بن محمد روايت كند كه گفت : حضرت جواد عليه السّلام نزديكيهاى وفات پدر بزرگوارش از خانه بيرون آمد ، پس نگاه بسر تا پاى او كردم تا اندازهء قد و قامت او را براى دوستان و هم كيشان خود بيان كنم ، ديدم آن حضرت نشست سپس فرمود : اى معلى همانا خداوند در امامت همان حجت و برهانى را دارد كه در پيمبرى و نبوت دارد ، ( خدا در بارهء نبوت حضرت يحيى ) فرمود : « و حكم نبوت را در كودكى به او داديم » ( سورهء مريم آيه 12 ) . 7 - و از داود بن قاسم جعفرى روايت كرده كه گفت : من خدمت حضرت جواد عليه السّلام شرفياب شدم و سه نامه همراهم بود كه نشانى و نام نويسنده روى آن نبود و آن نامه‌ها بهم مشتبه شده بود و من از آن پيش آمد ( و مشتبه شدن نامه‌ها ) غمنده شدم ، پس آن حضرت يكى را برداشت و فرمود : اين نامه از ريان بن شبيب است ، سپس دومى را برداشته فرمود : اين هم نامهء فلانى است ؟ عرضكردم : آرى ، من مبهوتانه به او نگاه ميكردم حضرت لبخندى زد و سومى را برداشته فرمود : اين نامهء فلانى است ؟ عرضكردم : آرى قربانت گردم ، پس سيصد دينار به من داده و دستور داد آن را بنزد يكى از پسر عموهايش ببرم و فرمود : آگاه باش كه او به تو خواهد گفت : مرا به پيشه‌ورى راهنمائى كن كه با اين پول براى
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 282 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى