5 - ابن ابى نجران از منصور بن حازم روايت كند كه گفت : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم :
پدر و مادرم بقربانت ( كسى از پيش آمدهاى روزگار ايمن نيست و ) مرگ هر صبح و شام بسراغ مردم مىآيد پس اگر چنين پيش آمدى براى شما كرد پس از شما امام كيست ؟ حضرت فرمود : اگر چنين پيش آمدى كرد اين امام شما است - و دست بشانهء راست موسى بن جعفر عليه السّلام زد - و او چنان كه در نظر دارم پنج ساله بود ( يا قدش پنج وجب بود ) و عبد اللَّه بن جعفر نيز با ما نشسته بود ( كه امام صادق عليه السّلام اين سخن را گفت و با اين احوال انكار امامت آن حضرت را كرده و خود مدعى امامت شد ) .
6 - ابن ابى نجران از عيسى بن عبد اللَّه روايت كند كه گفت : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : اگر خداى نخواسته پيش آمدى كرد ( و شما از دنيا رفتيد ) از كه پيروى كنم ؟ حضرت بفرزندش موسى اشاره كرد ، عرضكردم : اگر براى موسى پيش آمدى شد از كه پيروى كنم ؟ فرمود : از پسرش عرضكردم :
اگر براى پسرش پيش آمدى كرد ؟ فرمود : از پسرش ، عرضكردم : اگر براى او پيش آمدى كرد و برادر بزرگى با پسر كوچكى بجاى گذاشت ( بكدام يك اقتداء كنم ) فرمود : به پسرش و همچنين است هميشه .
7 - فضل از طاهر بن محمد ( خادم امام صادق عليه السّلام ) روايت كند كه حضرت صادق عليه السّلام را ديدم فرزندش عبد اللَّه را سرزنش ميكرد و پند ميداد و به او مىفرمود : چرا تو مانند برادرت نيستى ، به خدا من در چهرهء او نورى مىبينم ، عبد اللَّه گفت : مگر من با او از يك پدر و مادر نيستيم و ريشهء من و او يكى نيست ؟ حضرت صادق عليه السّلام فرمود : او جان من است و تو پسر منى .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢١٠