تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
( يعنى محمد ) همان مهدى ( معروف ) است ( كه رسول خدا ( ص ) خبر داده ) پس بشتابيد تا با او بيعت كنيم ، منصور ( دوانيقى نيز در تائيد گفتهء او ) گفت : براى چه بيهوده خود را گول ميزنيد ، به خدا به خوبى دانسته‌ايد كه مردم در برابر فرمان هيچ كس مانند اين جوان يعنى محمد بن عبد اللَّه گردن ننهند ، و از احدى بمانند او فرمان پذير نشوند ؟ همگى گفتند : آرى به خدا راست گفتى ، اين چيزى است كه به خوبى ميدانيم ، پس ( روى اين سخنان ) همگى با محمد بيعت كرده و دست بدست او دادند ، عيسى ( پسر عبد اللَّه بن محمد بن عمر بن على عليه السّلام ) گويد : فرستادهء عبد اللَّه بن حسن نزد پدرم ( عبد اللَّه بن محمد ) آمده و پيغام آورد كه عبد اللَّه بن حسن گويد : ما در اينجا براى كارى ( مهم ) گرد آمده‌ايم ( و شما نيز لازم است حضور بهمرسانيد ) و چنين پيغامى نيز به امام صادق ( ع ) داد ، و ديگرى جز عيسى گفته است : كه عبد اللَّه بن حسن بحاضران در مجلس گفت : جعفر بن محمد را نخوانيد زيرا ميترسم كار را بر شما تباه سازد ( و حاضر به اين بيعت نشود ) - عيسى بن عبد اللَّه گويد : پس پدرم مرا فرستاد و گفت : بنگر براى چه كارى انجمن كرده‌اند ، پس من بنزد ايشان آمده ديدم محمد بن عبد اللَّه روى پارچه ( يا بوريائى ) كه بالاى آن پيچيده بود نماز ميخواند ، پس به آنها گفتم : پدرم ( عبد اللَّه ) مرا بنزد شما فرستاده كه از شما بپرسم براى چه انجمن كرده‌ايد ؟ عبد اللَّه بن حسن گفت : انجمن كرده‌ايم كه با مهدى يعنى همان پسرش ( كه او را مهدى موعود ميدانستند ) بيعت كنيم ، عيسى گويد : در اين هنگام جعفر بن محمد عليهما السّلام نيز وارد شد ، پس عبد اللَّه بن حسن جائى پهلوى خويش براى آن حضرت باز كرد ، و همان سخنان كه