تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
آخر حديث بيايد ) و چون خواست خدا به دو تعلق گيرد بيرون آيد مردم گويند : اين چه واقعه و پيش آمدى است ؟ و خدا دست نوازش و قدرت او را بر سر رعيتش نهد . ( مترجم گويد : جملهء « يلوى له الحنك » چند احتمال دارد : يكى اينكه « حنك » بفتح حاء و نون باشد كه به معناى چانه است ، يعنى براى آن حضرت كه مقصود امام قائم عليه السّلام است چانه پيچيده شود و پيچيدن چانه يا كنايه از پيروى و اطاعت از اوست چنانچه در جنگها مسلمانان براى آماده شدن چانه‌ها را مىبستند ، و يا كنايه از ريشخند و تمسخر و دهن كجى دشمنان آن بزرگوار است ، و ديگر اينكه « حنك » بضم حاء و نون به معناى مرد خردمند باشد اين احتمالاتى است كه مجلسى ( ره ) و ديگران گفته‌اند و محتمل است « حنك » به معناى تپه‌هاى كوچك باشد كه آن نيز معناى كنايه‌اى است ) . و عمر بن ابان گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم از آنچه مردم گويند : كه بام سلمة طومارى مهر كرده سپرده شد ؟ حضرت فرمود چون رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت علم و سلاح او را و آنچه در آنجا است ( كه اشاره به همان طومار مهر خورده يا صندوقى بود ) على ( ع ) از او به ارث برد ، سپس آنها بحسن عليه السّلام رسيد ، و سپس بحسين ( ع ) رسيد ، گويد : من به او عرضكردم : سپس بعلى بن الحسين ( ع ) رسيد ، آنگاه بفرزندش و سپس بشما رسيده ؟ فرمود : آرى . و اخبار در اين باره بسيار است و در آنچه ما نقل كرديم در انجام مقصود كفايت است ان شاء اللَّه تعالى .