ميتوانست انجام اين مأموريت را بدهد به او واگذار ميكرد ، و از آنجا كه ميزان در بزرگى اشخاص كردار آنان مىباشد ، و ملاك در امتياز مردمان واگذارى كارها از طرف پيشواى بزرگ اسلام پيغمبر ( ص ) به آنان خواهد بود ، و آنچه آن حضرت در اين داستان بعلى واگذار نمود و كسى را جز او قابل اين مقام و شخصيت نديد ، از اين رو بمقتضاى آنچه گفته شد بايد گفت : با اين فضيلت على عليه السّلام بر ديگران امتياز بزرگى داشت كه بدان سبب بر همگان برترى دارد .
[ فصل ( 15 ) رفتن آن حضرت به يمن و اسلام قبيله همدان و ديگران ]
و از جمله فضائل آن حضرت داستانى است كه همهء تاريخ نويسان بنقل آن متفقند و در اين باره اختلافى ندارند : كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خالد بن وليد را بسوى مردم مملكت يمن فرستاد تا آنها را باسلام دعوت كند ، و گروهى از مسلمانان را نيز همراهش روان ساخت كه براء بن عازب يكى از آن گروه بود ، پس خالد ( بيمن رفت و ) شش ماه تمام مردم آنجا را باسلام دعوت كرد و هيچ يك از آنان پيرويش نكردند و گفتههايش به گوش هيچ كداميك از آنها فرو نرفت ( و كارى از پيش نبرد ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اين معنى آزرده خاطر گرديد و على عليه السّلام را طلبيد ، و به او دستور فرمود :
( كه بيمن رود ) و خالد و همراهانش را بازگرداند ( و خود بجاى او مردم را باسلام دعوت كند ) و به او فرمود : اگر كسى از همراهان خالد مايل بود كه همراه تو بماند جلوگيرى نكن و بگذار بماند ، براء بن عازب ( كه پيش از آن بهمراه خالد رفته بود ) گويد : من از كسانى بودم كه در يمن پيش على عليه السّلام ماندم ( و همراهى على عليه السّلام را بر بازگشت با خالد ترجيح دادم ، پس خالد با گروهى بازگشت و ما مانديم ، و با امير المؤمنين عليه السّلام براى خواندن مردم يمن باسلام بنزد آنان رفتيم ) چون پيش آنها رفتيم و از آمدن على عليه السّلام خبردار شدند نزد ما انجمن كردند ، على بن ابى طالب عليه السّلام