نميكرد ، كار تبليغ ( و رساندن احكام ) رسول خدا ( ص ) بپايان نميرسيد ، و عمرش كفاف انجام آن را نميداد و دشمنان و رشگ بران آن حضرت بر او چيره و پيروز ميشدند ، ( از اين رو على عليه السّلام در بستر خوابيد ، و آنها نيز بىآنكه از جريان آگاه باشند و گمان ببرند كه او على عليه السّلام است ، در اطراف او چشم به راه سپيده و روشنى هوا بودند ) چون صبح شد و ناگهان بسوى او يورش بردند ، على عليه السّلام برخاسته به آنها حملهور شد ، آنها كه ( باور نداشتند آن مرد خفته على باشد ، همين كه ) او را ديدند پراكنده شده و بازگشتند ، و انديشهء شومشان در بارهء رسول خدا ( ص ) نقش بر آب شد ، و رشتهء تدبيرشان يكسره از هم گسيخت و آرزوهائى كه بدنبال اين كار در سر پرورانده بودند جملگى بر باد رفت و با آن پيش بينى كه پيغمبر اكرم ( ص ) فرمود : و آن فداكارى كه على عليه السّلام كرد نظم و ترتيب ايمان بر جاى ماند ، و بينى شيطان به خاك ماليده شد ، و دشمنان دين و آئين سرافكنده گشتند ، و اين براى أمير المؤمنين صلوات اللَّه عليه منقبتى است بىنظير ، و كسى در اين باره همباز و در اين فضيلت انباز او نگشت ، و مانند او در اين راه كسى از جان نگذشت .
و خداى سبحان در بارهء اين جريان ، و از خود گذشتگى امير مؤمنان ، اين آيه از قرآن را فرو فرستاد : « و از مردم كسى است كه ميفروشد جان خود را در پى خوشنودى خدا ، و خدا است مهربان ببندگان » ( سورهء بقره آيه 207 ) .
[ فصل ( 10 ) گذاردن رسول خدا امانتهاى قريش را نزد على ع ]
و از جمله فضائل آن حضرت اين است : كه رسول خدا ( ص ) امانتدار ، و وديعه نگهدار قريش بود ، و آنان اموال خود را نزد او ميگذاردند ، و چون ناچار شد ( بواسطهء جريانى كه در فصل پيشين گذشت )