10 - و گفتارش عليه السّلام : مرد كنارهگيرى از دنيا هر چه دنيا براى او بزر و زيور خود بيفزايد ( و بيشتر خود را براى او زينت دهد ) او بر گريختن و پشت كردن از آن بيفزايد .
11 - و گفتارش عليه السّلام : آميختهترين نسبها محبت و دوستى است ، و شريفترين حسبها علم و دانش است .
12 - و گفتارش عليه السّلام : اگر سرگرمى بكارى موجب سختى و كوشش و رنج است پس فراغت هميشگى ( و تن به كار ندادن ) موجب فساد و تباهى است ( يعنى اگر چه كار كردن رنج و سختى و كوشش همراه دارد ولى بهتر از تن به كار ندادن و از زير بار آن بيرون رفتن است زيرا آن باعث تباهى انسان است ) .
13 - هر كه در زد و خورد و نزاع از حد بگذراند و پافشارى كند گناه كرده ، و هر كه در آن كوتاهى كند با او دشمنى شود ( يعنى ميانه روى را نبايد در اين باره از دست داد ) .
14 - گذشت و عفو از شخص پست او را تباه كند به همان اندازه كه از شخص كريم و بزرگوار او را بدرستى و صلاح آورد ( يعنى همان اندازه كه عفو از كريم موجب اصلاح او گردد به همان اندازه عفو از شخص پست موجب فساد و تباهى او گردد ) .
15 - هر كه بزرگواريها را دوست دارد ( و ميخواهد بدانها رسد ) از محرمات اجتناب ورزد .
16 - هر كس گمانهاى مردم به او خوب شد ( و به او خوش گمان شدند ) مردان بچشمهاى خود ( از راه رشگ و دشمنى ) او را بنگرند .
17 - نهايت بخشش وجود اين است كه از خود بدهى آنچه توانائى و طاقت آن را دارى .
18 - آنچه بناچار واقع خواهد شد دور نيست ، و آنچه نخواهد شد نزديك نخواهد بود .
19 - نادانى مرد بعيبهاى خود از بزرگترين گناهان او است .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٩٧